گزارش «آینده‌نگر» از کارخانه‌ای که در هیاهوی شهر گم شده است

کارخانه از پشت شیشه

تاريخ 1397/04/06 ساعت 09:03

کمی ‌آن‌سوتر از قلب پایتخت در یکی از شلوغ‌ترین خیابان‌های تهران یعنی آزادی، کارخانه‌‌ای با فاصله چندمتری از خیابان بیش از 60 سال است که جا خوش کرده؛ کارخانه نوشابه‌سازی زمزم که مدیرانش برای جلب توجه مشتریان دیوارهای رو به خیابانش را شیشه‌‌ای انتخاب کردند

ولی خلیلی/آینده نگر

از پشت شیشه لبخندی به پهنای صورت گِردش به مردی که صورت خود را به شیشه نزدیک کرده می‌زند و با پارچه‌‌ای که در دست دارد، دستش را تمیز می‌کند و گوشی زردرنگ بزرگی را که روی گوش‌ها و بخشی‌هایی از گیج‌گاهش را پوشانده تا صداهای محیط را نشنود کمی ‌بالاتر می‌برد و پشت دستگاهی که حالا چند قدمی ‌از آن فاصله گرفته می‌نشیند. خودش را کمی ‌روی صندلی فلزی جابه‌جا می‌کند تا راحت باشد و دکمه قرمز کنار دستش را فشار می‌دهد؛ ناگهان غلتکی که روبه‌رویش جا گرفته به حرکت درمی‌آید و قوطی‌های پلاستیکی مشکی کوچک نوشابه که چند دقیقه‌‌ای هست به صف منتظر ایستاده‌اند، یک به یک از جلوی چشمان او و نگاه خیره مرد جوان از پشت شیشه در لحظه‌‌ای عبور می‌کنند. قوطی‌های نوشابه همچون بالرین‌هایی حرفه‌‌ای روی سن، در یک ثانیه به دور نوار باریک قرمز رنگی که برند کارخانه روی آن با رنگ سفید نقش بسته به رقص و چرخش درمی‌آیند و بعد یکی می‌شوند. نوشابه‌ها که حالا دیگر مارک کارخانه هم روی آنها چسبیده شده است روی غلتک تاب می‌خورند و از جلوی شیشه و چشمان کنجکاوی که رد آنها را از پشت شیشه گرفته‌اند، فاصله می‌گیرند و دیدنشان سخت می‌شود، قوطی‌هایی که می‌روند تا در بسته‌بندی‌ها جا خوش کنند. کارگر پشت دستگاه که از پشت شیشه دوباره متوجه نگاه خیره رهگذر می‌شود، دوباره به او لبخند می‌زند و این بار دستی هم تکان می‌دهد، حرکتی که باعث می‌شود مرد جوان هم دستانش را به نشانه سلام یا احترام به شیشه خاک‌گرفته بچسباند. اما از پس این نگاه‌ها و لبخندها تنها دو، سه متر آن‌طرف‌تر، هیاهوی شهر در جریان است؛ با صدای بوق ماشین‌ها، گردش و ترمز چرخ خودروها روی آسفالت، صدای رهگذرانی که با یکدیگر صحبت می‌کنند و از پشت شیشه رد می‌شوند و رانندگانی که مسافران را به «مستقیم» و رسیدن به «انقلاب» دعوت می‌کنند...

کمی ‌آن‌سوتر از قلب پایتخت در یکی از شلوغ‌ترین خیابان‌های تهران یعنی آزادی، کارخانه‌‌ای با فاصله چندمتری از خیابان بیش از 60 سال است که جا خوش کرده؛ کارخانه نوشابه‌سازی زمزم که مدیرانش برای جلب توجه مشتریان دیوارهای رو به خیابانش را شیشه‌‌ای انتخاب کردند تا هر روز هزاران رهگذری که از کنار آن عبور می‌کنند، نگاهی از روی علاقه یا حس کنجکاوی به داخل کارخانه هم داشته باشند و حداقل برای لحظه‌‌ای هم که شده چشمشان به بخش‌های مختلف این کارخانه، نوشابه‌هایی که روی خط تولید می‌شوند و کارگرانی که مشغول به کار هستند، بیفتد. به گفته یکی از کارگران کارخانه هر روز چند رهگذری هم هستند که با دیدن خط تولید نوشابه برای چند دقیقه به شیشه‌های بزرگ نزدیک می‌شوند، مکثی می‌کنند و نگاهشان را به دستگاه‌ها، کارکردن آنها و قوطی‌های نوشابه‌‌ای که پر می‌شوند، متمرکز می‌کنند. نگاه‌هایی از روی علاقه یا حس کنجکاوی که معمولا با لبخند کارگران و عکس‌العمل‌های مثبت آنها روبه‌رو می‌شود. شیشه‌های چندمتری که تمام عرض کارخانه را پوشانده‌اند و با فاصله چند قدم از پشت آنها همه دستگاه‌ها و خطوط تولید چیده شده‌اند، به هر عابری این اجازه را می‌دهند که مانند یک فیلم زنده و یک دستگاه ایکس ری داخل کارخانه نوشابه‌سازی زمزم را ببیند و در جریان کار خطوط مختلف تولید این کارخانه قرار بگیرد. البته عابران و رهگذران برای نزدیک شدن به شیشه‌ها یا باید از کنار پرچین شمشادهای جای‌گرفته جلوی شیشه‌ها یا سکوی سیمانی عبور کنند تا بتوانند درست پشت شیشه‌ها قرار بگیرند. اگر شما علاقه چندانی به نگاه کردن دقیق به داخل کارخانه نداشته باشید و به عنوان یک رهگذر برای حدود یک دقیقه از جلوی کارخانه رد شوید، از داخل فضای عابر پیاده و کنار خیابان تنها چیزهایی که می‌بینید سایه خودتان، رهگذران دیگر، ماشین‌ها و کمی‌ دورتر هم دستگاه‌های فلزی بزرگ است؛ در این حالت کمتر ممکن است شانس دیدن رقص نوشابه‌های مشکی و رنگی را روی خطوط داشته باشید. برای این کار باید حتما به شیشه‌ها نزدیک شوید، مردمک چشمانتان را کمی ‌گردتر کنید و حتی دستانتان را کنار چشم‌ها قرار دهید تا نور اطراف محدود شود؛ آنچه حالا از پشت شیشه‌های خاک‌گرفته و پر از لکه‌هایی که به نوعی شبیه هم هستند، می‌بینید، دستگاه‌ها و لوله‌های پیچ در پیچ فلزی، تانکرهای استیل بزرگ، خطوط تولید، جنب و جوش کار و پر شدن قوطی‌های پلاستیکی خالی با نوشابه‌هاست. اگرچه مدیران قدیمی ‌کارخانه برای جلب توجه رهگذران به جای دیوار از شیشه‌های سفید استفاده کرده‌اند اما لکه‌های بسیار رو و پشت شیشه‌ها که نشان می‌دهد انگار سال‌هاست رد دستمال یا شیشه‌پاک‌کنی را به خود ندیده‌اند، تماشای داخل را برای نگاه علاقه‌مندان به داخل کارخانه سخت کرده‌اند تا جایی که باید صورت را آن‌قدر به شیشه‌ها نزدیک کنند که برای لحظه‌‌ای متوجه خاکی شدن نوک بینی‌هایشان می‌شوند.

البته شاید کمی‌ سختی برای دیدن خطوط تولید کارخانه نوشابه‌سازی بد هم نباشد و همه‌چیز را برای نگاه‌های کنجکاو جذاب‌تر هم بکند. شما با گام برداشتن به سمت شیشه‌های کارخانه نوشابه‌سازی زمزم و فاصله گرفتن از پیاده‌رو خیابان آزادی برای لحظاتی انگار از شلوغی و غوغای شهر کنده می‌شوید و با نزدیک کردن صورتتان به شیشه‌ها و خیره کردن مردمک چشمانتان به آن‌سویشان برای لحظه‌‌ای می‌توانید حس نگاه کردن به داخل یک جعبه شهرفرنگ را داشته باشید: «شهر، شهرفرنگه از همه رنگه، خوب تماشا کن، بایست و سیاحت کن... اینجا رو که می‌بینی کارخونه‌‌س، فضای اون از این سر تا اون سرش پر از کارگر و دستگاهه، بیا و تماشا کن. این آدمی ‌که با لباس آبی می‌بینی سرکارگره که دائم توی کارخونه چرخ می‌زنه. این قوطی‌هایی هم که می‌بینی نوشابه‌‌س، سوغات فرنگستونه، شیرین و گازداره اما نه گازی که اتول می‌ده، بلکم گازی که تو قوطیش و شیشه‌ش حبس شده...» اما حتما با چسباندن صورتتان به شیشه و تماشای کارخانه بیشتر از چند دقیقه در ذهنتان به این داستان‌ها و تصویرها خیره نخواهید ماند زیرا صدای بوق ناگهانی یک خودرو یا دعوای یک راننده تاکسی با مسافرش و یا یک ترمز تیز ناگهانی ماشینی شما را از این فکر و خیال‌های سینمایی خارج و به کف خیابان پرتاب می‌کند.

دل و روده یک کارخانه از سر تا ته

دیوارهای بزرگ شیشه‌‌ای سرتاسری کارخانه زمزم در کنار خیابان آزادی که بخشی از آنها تا خیابان جیحون هم کشیده شده‌اند به هر رهگذری این امکان را می‌دهند که اگر حوصله داشته باشد، یک بازدید تقریبا کامل از خطوط تولید این کارخانه نوشابه‌سازی از ابتدا تا انتها داشته باشد و با مراحل کار تا حدود زیادی آشنا شود و سر از کار این کارخانه دربیاورد. اگر این بار گذرتان به خیابان آزادی و ابتدای خیابان جیحون افتاد و فرصت حدود 15 تا 20 دقیقه‌‌ای داشتید، پیشنهاد ما این است که یک بازدید کامل از کارخانه زمزم البته از پشت شیشه‌هایش داشته باشید. اگرچه که درِ اصلی و بزرگ کارخانه درست روبه‌روی خیابان آزادی باز می‌شود و حیاط بزرگ مجموعه پشت آن جای گرفته اما در این کارخانه همه‌چیز در واقع از داخل خیابان جیحون شروع می‌شود. کافی است از خیابان آزادی گردشی به داخل خیابان جیحون داشته باشید و از کنار تاکسی‌های پرشماری که با هر تلاشی می‌خواهند شما را متقاعد به سوار شدن کنند، عبور کنید تا به درِ نرده‌‌ای برسید که پشت آن محل بارگیری و تخلیه مواد اولیه کارخانه (در پشتی) است. در داخل حیاط کوچک این بخش و در کنار دو تانکر بزرگ فلزی و ورودی سوله‌های بخش تولید، یک کامیون ایستاده که بارش کیسه‌های بزرگ سفیدرنگی است که کارگران به سختی در حال تخلیه آنها و بردنشان به داخل انبار هستند. اما برای شروع تور بازدید از کارخانه البته از پشت شیشه باید از کنار نرده‌های درِ پشتی چند قدم جلوتر بروید و به شمشادهایی که کنار پیاده‌رو قد کشیده‌اند نزدیک شوید تا از پشت شیشه‌های دودی اتاقی را ببینید که پر از کمدهای باریک فلزی است؛ اینجا اتاق تعویض لباس کارگران است؛ اگر صبح زود و هم‌زمان با ورود کارگران یا تغییر شیفت‌ها به کارخانه سر بزنید این اتاق را پر از مردانی می‌بینید که مشغول تعویض و پوشیدن لباس‌های کارگری‌شان هستند؛ شیشه‌های این بخش از عمد دودی شده‌اند تا به راحتی چشم رهگذران به داخل این اتاق نیفتد؛ البته به نظر می‌رسد که در گذشته این فضا برای تعویض لباس مورد استفاده قرار نمی‌گرفته و با تغییر کاربری به اتاق تعویض لباس تبدیل شده است زیرا درِ آهنی رو به خیابان دارد که جوش زنگ‌زده‌‌ای از بیرون آن را کاملا قفل کرده است. وسط اتاق تعویض لباس میز فلزی نیز دیده می‌شود که مردی پشت آن تکه زده و دفتری روبه‌رویش باز است. با عبور از جلوی شیشه‌های دودی اتاق لباس و رد کردن یک دیوار حائل به اتاق بسیار کوچکی می‌رسیم که چند دستگاه بشکه‌شکل فلزی در گوشه آن جا خوش کرده‌اند. شیشه‌های این بخش هم دودی هستند و به نظر می‌رسد که این دستگاه‌ها یا خراب‌اند یا در حال کار نیستند.

 از نوشابه خانواده تا خط خوابیده

با عبور از کنار شیشه‌های این اتاق حالا تقریبا به تقاطع خیابان جیحون و آزادی رسیده‌اید، جایی که پر از ماشین‌ها و تاکسی‌هایی است که دائم فریاد می‌زنند مستقیم و مسافرانی که منتظر پر شدن خودروها و حرکتشان هستند؛ باید با یک گردش در پیاده‌رو از کنار دیوار شیشه‌‌ای و سنگی این بخش کارخانه وارد خیابان آزادی شوید؛ در واقع خطوط اصلی تولید کارخانه نوشابه‌سازی زمزم از همین بخش آغاز می‌شوند و اتفاقا اصلی‌ترین خط تولید هم با توجه به تکاپویی که از پشت شیشه‌ها دیده می‌شود از همین بخش کلید می‌خورد. خطوط تولید کارخانه زمزم با توجه به نقطه قرارگیری درِ بزرگ کارخانه به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می‌شوند و حالا شما در ابتدای بخش شرقی قرار دارید، جایی که با عبور از پشت باغچه کوچک جلوی آن و در کنار شیشه قرار گرفتن می‌توانید متوجه شوید که مربوط به خط تولید نوشابه‌های خانواده است. کمی آن‌سوتر از شیشه‌ها، دستگاه بزرگ دایره‌‌ای‌شکلی دیده می‌شود که قوطی‌های پلاستیکی خالی 1.5 لیتری روی چنگک‌های آن آویزان می‌شوند و بعد لوله‌‌ای روی دهانه آنها قرار می‌گیرد و قوطی‌ها را با فشار در کسری از ثانیه پر از نوشابه می‌کند. تقریبا از پشت شیشه با توجه به سرعت بالای دستگاه امکان تماشای لحظه پر شدن نوشابه‌ها را از دست می‌دهید و آنچه به خوبی دیده می‌شود، حباب‌های کفی است که در نزدیکی دهانه قوطی شکل می‌گیرد و حتی برخی مواقع از دهانه قوطی‌ها هم بیرون می‌زند و روی کف سالن می‌ریزد. خط نوشابه‌های ریخته‌شده را از پشت شیشه هم می‌توانید دنبال کنید. بعد از تماشای پر شدن نوشابه‌ها اگر چشمانتان با خط تولید همراه شود و حرکت کند در بخش بعد بسته شدن در قوطی نوشابه‌ها را هم می‌توانید ببینید. اما از این مرحله به بعد دستگاه‌ها به گونه‌‌ای در سالن جای گرفته‌اند که برچسب خوردن و بسته‌بندی نهایی از پشت شیشه قابل تماشا نیست. همچنین اگر کمی ‌بادقت‌تر از پشت شیشه به نقاط انتهایی این سالن تولید نگاه کنید، می‌توانید در کنار لوله‌هایی که مثل مار بخش‌های زیادی را پوشانده‌اند، مخازنی را ببینید که احتمالا ترکیبات نوشابه در آنها شکل می‌گیرند. همچنین نکته دیگری که حتما توجه شما را جلب می‌کند این است که روی خط کارگران زیادی را نمی‌بینید زیرا بخش زیادی از کار تولید به صورت مکانیزه صورت می‌گیرد و شما بیش از انگشتان دو دست کارگرانی را نمی‌بینید که در نزدیکی شیشه مشغول به کار باشند. البته معمولا در کارخانه‌های مواد غذایی بخش زیادی از کارگران هم در بخش بسته‌بندی که انتهای خطوط است کار می‌کنند که از پشت شیشه‌های این بخش دیده نمی‌شوند.

پس از دیدن بخش شرقی کارخانه از پشت شیشه و خط تولید نوشابه‌های خانواده، حالا با قدم زدن از کنار خیابان آزادی و نگاه کردن به حرکت سریع ماشین‌ها و عابران پیاده و عبور از کنار درِ اصلی کارخانه که روی سردر آن نوشته شده است: « کارخانه زمزم تهران سال تاسیس 1333» در کنار دیوار شیشه‌‌ای آخرین نقطه خط تولید نوشابه‌های قوطی کوچک را می‌بینید. البته برای دیدن این بخش از کارخانه باید از چند پله بالا بروید و روی سکویی قرار بگیرید که در کنار پیاده‌رو قرار گرفته است. باغبان کارخانه که در حال آب دادن به باغچه است و به گفته خودش بیش از 10 سال است که در این کارخانه کار می‌کند، می‌گوید هر روز افرادی هستند که معمولا با علاقه و کنجکاوی پشت شیشه‌ها می‌روند و داخل سالن را تماشا می‌کنند؛ البته این کارخانه نوشابه‌سازی آن‌قدر معروف هست و این خیابان پررفت و آمد که خیلی‌ها هم از قبل داخل سالن‌ها را رفته‌اند و حالا فقط با نگاهی سرسری از کنار کارخانه عبور می‌کنند؛ اما خب شده خیلی‌ها بعد از دیدن سالن از پشت شیشه به درِ نگهبانی مراجعه کرده‌اند که داخل سالن‌ها را ببینند ولی خب امکانش وجود ندارد.

وقتی از سکوی کنار خیابان بالا می‌روید باز انگار از پیاده‌رو و خیابان شلوغ آزادی کنده می‌شوید و در نقطه‌‌ای خاص قرار می‌گیرد. از پشت این شیشه‌ها چیزی که به سختی و بعد از عبور نگاهتان از لکه‌ها و خاک دیده می‌شود، انتهای خط تولید نوشابه‌های قوطی کوچک است؛ نقطه‌‌ای که دیگر نوشابه‌ها پر شده و برچسب کارخانه را خورده و حالا می‌رود که بسته‌بندی شود. از پشت شیشه حدود 5 کارگر به چشم می‌خورد اما چیزی که بیش از هرچیزی توجه شما را در لحظه می‌تواند به خود جذب کند، دختربچه‌های مدرسه‌‌ای هستند که با روپوش‌های صورتی و مقنعه‌های سفید، به صف شده‌اند و گوشه‌‌ای از سالن را پوشانده‌اند و با حرکت یکی از کارگران که انگار مراحل کار را برای آنها توضیح می‌دهد، در بین خطوط تولید و دستگاه‌ها پیچ و تاب می‌خورند. از پشت شیشه صورت‌های کودکانه این دانش‌آموزان و هیجانی که از دیدن قوطی‌های نوشابه می‌تواند روی صورتشان نقش بسته باشد، دیده نمی‌شود اما از بالا و پایین پریدن‌هایشان می‌توان متوجه شادی‌شان شد.

با حرکت از کنار این بخش سالن، چشمتان به پارچه آبی‌رنگی می‌افتد که دو بخش را از هم جدا کرده است و آن‌سویش خط تولید دیگری جای گرفته که خوابیده است. سالن هیچ نوری ندارد و تاریکِ تاریک است و برای دیدن داخل آن حالا مجبور هستید که صورتتان را بیشتر به شیشه نزدیک کنید. تنها چیزهایی که اینجا دیده می‌شوند، دستگاه‌ها و خطوط تولید و غلتک‌هایی هستند که کار نمی‌کنند و حتی رنگ کمی ‌تیره پیدا کرده‌اند. به نظر می‌رسد که این بخش قدیمی ‌کارخانه باشد و مدتی است که دیگر تعطیل شده است. حتی در گوشه‌های این سالن هم می‌توان کیسه‌های مواد اولیه‌‌ای را دید که روی هم چیده شده‌اند و این خود تایید بیشتری دارد بر تعطیل بودن این بخش کارخانه.

حالا دیگر تقریبا با قدم زدن و دائم نگاه کردن به داخل سالن کارخانه به انتهای خط تولید رسیده‌اید و دیوار آبی‌رنگی را می‌بینید که با کاشی‌های ریز روی آن را تزیین کرده‌اند و یک موج‌سوار که در حال نوشیدن نوشابه است و بالای آن نوشته شده زمزم، روی آن نقش بسته است. برای لحظه‌‌ای شیشه کدر سالن کارخانه به رنگ صورتی درمی‌آید و دانش‌آموزانی که چند دقیقه پیش در میانه سالن دیده می‌شدند حالا به انتهای بخش تولید نوشابه‌های قوطی کوچک رسیده‌اند و ردیف در کنار هم به شکلی ایستاده‌اند که بخش زیادی از شیشه را پوشانده‌اند. برخلاف همه دختران دانش‌آموزی که چشم به خط تولید و حرکت تند قوطی‌های نوشابه روی غلتک دوخته‌اند یکی از آنها پشت به کارخانه با کنجکاوی صورت کوچکش را زیر مقنعه سه‌گوش‌شده به شیشه نزدیک کرده و به هیاهوی شهر نگاه می‌کند؛ به عابرانی که بی‌تفاوت از زیر شیشه و کارخانه عبور می‌کنند، ماشین‌هایی که از خیابان آزادی می‌گذرند و...


 عضو کانال اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران در تلگرام شوید

[صفحه چاپ]


ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر