چطور یاد گرفتیم با جهانی‌شدن خداحافظی کنیم

جدایی جهان از جهانی‌شدن

تاريخ 1398/11/28 ساعت 12:44

یک دلیل افول جهانی‌شدن این است که اکثر کشورهای جهان حالا اقتصاد باز دارند و کشور مهمی باقی نمانده که بخواهد در اقتصاد جهانی ادغام شود

آینده نگر/ نیک شیرینگ، اقتصاددان ارشد کپیتال اکونومیکز

دوران اوجِ جهانی‌شدن آمد و رفت. حالا این تهدید بزرگ وجود دارد که در سال‌های آینده با جهانی مواجه شویم که پوست انداخته و دیگر شباهتی به گذشته‌اش ندارد.

اخیرترین موج جهانی‌شدن که بعد از پایان جنگ سرد آغاز شد و در دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ میلادی سرعت گرفت، تاثیر عظیمی بر توسعه اقتصادی دنیا در سه دهه اخیر داشت. در این دوران بود که رشد اقتصادی کشورهای مختلف- به خصوص اقتصادهای بازار نوظهور- تقویت شد و در کشورهای توسعه‌یافته نیز شاهد پایین‌آمدن نرخ تورم و واقعی‌شدن نرخ بهره بودیم.

امروزه این طور گمان می‌شود که جنگ‌های تجاری باعث شدند جهانی‌شدن نفس‌های آخرش را بکشد. اما از نظر برخی تحلیل‌گران، جنگ‌های تجاری را نباید خیلی بزرگ دید چون تجارت بین آمریکا و چین تنها سه درصد از تجارت در کل جهان را تشکیل می‌دهد. البته تبعات جانبی این جنگ را که به کشورهای دیگر سرایت می‌کند نیز نباید نادیده گرفت. ممکن است جنگ تجاری چین و آمریکا به صورت کلی علیه جهانی‌شدن عمل کند و دوباره قدرت حکومت‌ها در تصمیم‌گیری‌های تجاری را بالا ببرد. با این وجود، به نظر می‌رسد جنگ تجاری چین و آمریکا پشت پرده مهم‌تری دارد و آن هم این است که تبدیل‌شدن چین به یک رقیب استراتژیک بزرگ برای آمریکا قابل تحمل نیست و بنابراین مقابله با آن هم موضوعی اجتناب‌ناپذیر بوده است.

اما واقعیت این است که موج جهانی‌زدایی از مدتی قبل از جنگ‌های تجاری شروع شده بود. تجارت کالا و خدمات و جریان سرمایه فرامرزی از حدود سال ۲۰۱۰ به بعد شعله کم‌جان‌تری نسبت به گذشته پیدا کرده بود. البته شاید بتوان گفت که این وضع موقتی بوده و همواره می‌توان به انتظار یک تحول تکنولوژیک بزرگ بود که بتواند جرقه موج جدیدی از جهانی‌شدن را روشن کند. اما واقعا احتمالش چندان زیاد نیست.

در همین حال می‌توان به دلایل زیادی فکر کرد که احتمالا سقوط جهانی‌شدن را رقم زده‌اند. یکی از واضح‌ترین آنها این است: اکثر کشورهای جهان حالا اقتصاد باز دارند و کشور مهمی باقی نمانده که بخواهد در اقتصاد جهانی ادغام شود. از سوی دیگر، تکنولوژی‌های جدید باعث شده‌اند که شرکت‌ها دیگر به نگهداری زنجیره‌های تامین بزرگ و پیچیده توجه نشان ندهند. حتی دولت‌ها هم نسبت به امتیازات آزادسازی مالی که بخش مهمی از جهانی‌شدن بوده دچار تردید شده‌اند.

البته باید بر این نکته تاکید کرد که عبور جهانی‌شدن از نقطه اوج لزوما نباید دلیلی برای نگرانی در خصوص اقتصاد جهانی باشد. پیشرفت‌های تکنولوژیک که دارند روندهای امروز اقتصاد جهانی را شکل می‌دهند، خودشان پیش‌برنده رشد تولید و افزایش گزینه‌های مصرف هستند. از سوی دیگر، نوعی از جهانی‌زدایی که نشانه‌اش کاهش تجارت و سرمایه‌گذاری فرامرزی است احتمالا با اوضاع کنونی جهان تطابق بیشتری دارد.

با تمام این اوصاف، باید وجود جهانی‌زدایی را بپذیریم اما هنوز نمی‌دانیم که دقیقا باید منتظر چه شرایطی باشیم. در یک سوی طیف، احتمال می‌رود نوعی منطقه‌ای‌شدن پیش بیاید؛ یعنی کشورهای همسایه به جای تجارت با بقیه دنیا بیشتر به تجارت منطقه‌ای مشغول شوند. این سناریویی است که در دوران قبل از جهانی‌سازی هم وجود داشت. در سوی دیگر طیف، احتمالا دنیایی به وجود خواهد آمد که دو بلوک رقیب در آن وجود دارد: یکی به رهبری آمریکا و دیگری به رهبری چین. کشورهای دیگر در میان این دو، انواعی از تعرفه‌های تجاری مختلف را تجربه خواهند کرد.

در هریک از این سناریوها یک مسئله تقریبا قطعی است: اینکه اقتصاد جهان رو به افول خواهد گذاشت و این به خصوص در مسئله تعرفه‌های مختلف می‌تواند خودش را به وضوح نشان بدهد. نکته دیگر هم این است که در صورت ایجاد دو بلوک اقتصادی در جهان -یعنی چین و آمریکا- و پخش‌شدن بقیه کشورها در میان آنها شرایط دشواری به وجود خواهد آمد. البته بعید است که شرایطی مشابه دوران جنگ سرد با اتحاد شوروی پیش بیاید و تجارت و سرمایه‌گذاری بین غرب و چین به کل از بین برود و خشک شود. اما شکی نیست که هر چه محدودیت‌های تجاری در بخش‌های مشخص و برای محصولات خاصی افزایش پیدا کند،‌ نوعی پرده آهنین جدید (به خصوص در عرصه تکنولوژی) به وجود خواهد آمد. اگر چنین اتفاقی بخواهد بیفتد، دو نتیجه ناگزیر به دست خواهد آمد: یکی از آنها کاهش رشد اقتصادی جهانی و دیگری افزایش شدید بی‌ثباتی در عرصه ژئوپليتیک خواهد بود که هیچ‌کدام نتیجه مطلوبی نیستند.

 


 عضو کانال اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران در تلگرام شوید

[صفحه چاپ]


ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر