English  
امروز چهارشنبه 10 آذر 1400
صفحه اصلي  |  اهداف  |  تاریخچه  |  تماس با ما  |  وب سایت اتاق تهران

آگهي

فراخوان

گزارش تصویری


دیدار دبیرکل شبکه زنان کارآفرین مالزی و رییس کانون زنان بازرگان و کارآفرین ایران - 1396/08/13

کارگاه آموزشی سرمایه گذاری در بورس در پساتحریم

مراسم بزرگداشت روز زن 1394/01/19

تاريخ:  1387/07/03   زمان:  09:37
براساس نتايج يك تحقيق
عدم سرمايه گذاري كافي بخش خصوصي در فعاليت هاي اشتغال زا از جمله عوامل كاهش مشاركت زنان است

  »ناامني محيط کار و تبعيضات موجود در بین زنان و مردان هرچند پديده اي تازه نيست و از گذشته تا به حال وجود داشته است اما اجبار زنان به داشتن مشاغل کم درآمد و نيمه وقت ، وضعيت آنها را با مخاطره روبرو ساخته است .

به گزارش سایت خبری اتاق بازرگانی تهران، در بخشي از مقاله سليمان عبدي در در مورد مهمترين مسائل و مشكلات زنان در محيط كارآمده است: بايد در يك جمله گفت « زنان جهان را تغذيه مي كنند » بدين معني كه در واقع زنان از چند طريق جهان را تغذيه كرده اند . همه مردان و زنان اين جهان در مهمترين دوران زندگي ، يعني دوران جنيني خود از مادر تغذيه مي كنند و پس از آن هم از شير يا مهر ماد در دوران كودكي برخوردار مي شوند و نهايتا در دوران بعدي عواطف مادر غذاي روح همه ي انسان هايي است كه در اين جهان زندگي مي كنند علاوه بر اين ، همياري زنان در گردش اقتصاد خانواده در طول اعصار وجود داشته ، در جوامع شهري و روستايي به طرق مختلف ديده مي شود و حتي در بعضي مناطق باراصلي كار در خانه ، تربيت فرزندان ، كار در مزرعه تنها به دوش زنان است زنان در عرصه خدمات كشاورزي در اغلب كشورها و خصوصا در كشورهاي در حال توسعه كارهاي سنگين ، خسته كننده را برعهده دارند و همزمان بايد ارائه خدمات و مراقبت از اعضاي خانواده را نيز به عهده داشته باشد .



زنان حدود نيمي از جمعيت جهان را تشكيل مي دهند . آنها با احتساب فعاليتهاي اقتصادي بي مزد در خانه ، نزديك به 55 درصد كل كار جهان را انجام مي دهند . اين رقم حتي بدون در نظـر گرفتـن خدمات مراقبتي است كه نه به رسمـيت شنـاخته مي شود و نه مزدي براي آن منظور مي گردد . آمارهاي رسمي رقم بسيار پايين تري براي زنان فعال به لحاظ اقتصادي ذكر مي كنند و اكثر اوقات سهم اقتصادي زنان را در خانواده ، در كشاورزي و روند توليد غذا و توليد ديگر محصولات ناديده مي گيرند .



به دنيا آوردن كودك ، بزرگ كردن وي و مراقبت از خانواده به ندرت به عنوان كارهايي كه ارزش اقتصادي دارند به حساب آمده اند. آمار زنان در بخش كشاورزي به عنوان نيروي مولد كار ( بر طبق گزارش دفتر امور زنان نهاد رياست جمهوري در سال 1376 ) حاكي از مشاركت 70 درصد آنان درزراعت برنج ، 90 درصد در توليد سبزي و صيفي ها و 50 درصد در زراعت پنبه و دانه هاي روغني در مناطق روستايي كشت اين محصولات است .



البته امروزه با پيشرفت هاي به عمل آمده ، زنان بيشتر در قبال كارهايي كه انجام مي دهند مزد مي گيرند . تحقيقاتي به عمل آمده نشان مي دهد كه نسبت زنان به مردان در جمعيت فعال به لحاظ اقتصادي در 20 سال گذشته تقريبا دو برابر شده است . تحقيق جهاني سال 1994 ر مورد نقش زن در توسعه ، سه عامل را سبب ضعف حضور زنان در سطح تصميم گيري ، خاصه در بخش خصوصي معرفي مي كند .



اول سلطه فرهنگ مردانه ي مديريتي دوم استمرارتأثيرات فعلي تبعيضات گذشته و سوم عدم شناخت سهم بالقوه و بالفعل زنان در مديريت اقتصادي عوامل اجتماعي – فرهنگي متفاوتي بر شدت اين نابرابري مي افزايند . با توجه به اينكه در طول 30 سال گذشته يك انقلاب آموزشي در اكثر كشورهاي جهان بر پا شده است ، در همه جا شماردانش آموزان افزايش يافته ، بودجه آموزش ابتدايي بالا رفته و اقدامات در سطح ملي و بين المللي براي ارتقاي ميزان باسوادي انجام شده است . زنان نيز از اين انقلاب آرام بهره مند شده اند .



امروز دختران و زنان بيشتري وارد مدرسه مي شوند .با وجود اين پيشرفت ها ساليان غفلت ، سبب نرخ بالاي بيسوادي در ميان زنان ، خاصه زنان روستايي در بسياري از كشورهاي در حال توسعه شده است كار طاقت فرسا و بي سوادي خاصه هاي اكثر زنان بالغ روستايي در بيشتر كشورهاي در حال توسعه است .



متأسفانه شرايط اجتماعي – فرهنگي جامعه به خصوص در مناطق كم جمعيت و توسعه نيافته زنان نيز خود را همطراز و همسنگ مردان نمي بينند و در اين شرايط دشواريهاي زيادي را به جان مي خرند ، از امكانات موجود در خانواده استفاده نمي كنند و با توجه به شرايط موجود در زمره ي اسيب پذيرترين قشرهاي اجتماع به حساب مي آيد .



ضروري است كه دختران جوان، تحصيل كرده و اعتماد به نفس خويش را افزايش دهند و از امكانات شغلي مناسب استفاده نمايند شركت معنادار زنان در تصميم گيري‌هاي عمده فقط براي زنان مفيد نيست ، بلكه جامعه از آن بهره مي برد .



توانمند سازي زنان سطح فكري ، فرهنگي جامعه را به طور فزاينده اي بالا مي برد و زنان به عنوان پرورش دهندگان نسلهاي آتي هر چه توانمندتر ، آگاه تر و در عرصـه ي دانش و فن آوري مفيـد تر باشند ، نسل اتي از آن بيشتر بهره منـد مي شود و توسعه ي جوامع تنها با بودن در عرصه تفكر و خدمت معني مي يابد .



با توجه به مطالب عنوان شده دربالا و با توجه به اهميت نقش زنان در جامعه حال بايد دريافت كه در تمام صحنه هاي زندگي اجتماعي كه اين قشر را در خود جاي داده است ، در محيط كار و بيرون از منزل چه مسائلي را رو در روي خود مي بيند .



اكنون زنان در بيشتر موقعيتهاي اجتماعي حضور دارند . هر جا كه زنان حضور دارند عدم حضورشان به خاطر توانايي ها يا علاقه آنها نيست ، بلكه براي آن است كه به عمد كوشش شده است تا آنها را از صحنه بيرون رانند .زنان در هر كجا كه حضور دارند ، نقشهايي را ايفا كرده اند كه با برداشت همگاني از آنها براي مثال به عنوان كدبانوها و مادران غير فعال ، بسيار تفاوت دارند .



علي رغم حضور مثبت و روزافزون زنان در جامعه ، متأسفانه جايگاه زنان در جامعه هنوز در امتداد همان وظايفي است كه جامعه مرد سالار به زنان تفويض كرده و امروزه تنها عرصه آن گسترده تر شده است . در بسياري از ادارات زنان به عنوان كارمندهاي اداري و دفتري استخدام شده اند و كمتر در مسئوليتهاي بالا جاي دارند . يعني به نوعي همان وظايفي كه زن در خانه و در قبال خانواده براي برقراري نظم ، ارائه خدمات ، مشاوره ، برقراري روابط عاطفي و مواظبت از ديگران عهده دار است در محيط كار نيز بر دوش دارد .



به عبارت ديگر هنوز حضور و سهم زنان در صدر هرم هاي قدرت و در رئوس كارهاي مديريتي ، فني ، عمراني و علمي بسيار ناچيز است و آنچه هم كه وجود دارد بيشتر نمايشي است تا واقعي . زيرا در تمام تصميم گيريهاي نهايي بسياري از مواقع زنان بايد تسليم ساختار مرد سالار جامعه شوند .



حاشيه نشيني زنان در مكانها و فضاهاي علمي در دانشگاه ها ، كنفرانس ها ، جلسه هاي سخنراني نيز شكل ديگري است از ارزش گذاري مقام و منزلت زنان در جامعه امروزي ايران . در بسياري از اين اماكن بهترين و بيشترين جايگاه به مردان اختصاص مي يابد ، جايگاه هاي كناري و حاشيه اي و يا دور افتاده به زنان تعلق مي گيرد .



براي خروج از خانه و محيط هاي بسته ، زنان بايد حضور خود را در جامعه و عرصه هاي عمومي افزايش دهند و بودن خود را پررنگ تر نمايند، تا حضور زنانه در جامعه و در كليه عرصه هاي عمومي واقعي ، زيرا در تمام تصميم گيريهاي نهايي بسياري از مواقع زنان بايد تسليم ساختار مرد سالار جامعه شوند .



در بسياري از اين اماكن بهترين و بيشترين جايگاه به مردان اختصاص مي يابد ، جايگاه هاي كناري و حاشيه اي و يا دور افتاده به زنان تعلق مي گيرد . براي خروج از خانه و محيط هاي بسته ، زنان بايد حضور خود را در جامعه و در عرصه هاي عمومي افزايش دهند و « بودن» خود را پررنگ تر نمايند .تا حضور زنانه در جامعه و در كليه عرصه هاي عمومي به صورت امري طبيعي در آيد . اما حتي اين حضور زماني پرمعنا خواهد بود كه منجر به آزادي عمل و نيز پيدايش نگرشهاي جديد ، پذيرش تفاوتها ، بينش هاي رفتاري قابل انعطاف و نهايتا" رعايت حقوق شهروندي آنان شود . زنان بايد جرآت اين را پيدا كنند از حاشيه نشيني بيرون آيند و جاي خود را در مركزيت جامعه و در زندگي شهري و شهروندي به عنوان تصميم گيرنده پيدا كنند . اين مكان در هر فرصتي و در هر زماني قابل اشغال است و مي توان نشان داد كه حضور فعال ، سالم ، خلاق و آزاد زنان در شهر حركت به سوي جامعه اي پويا ، سالم ، كم تنش و متكثررا تسهيل خواهد نمود .



تاريخچه كار زنان :



تاريخ كار زنان نشان مي‌دهد كه زنها همراه با فرزندآوري به انواع و اقسام فعاليتها اشتغال داشته‌اند هم فعاليتهاي كه زنانه بوده است و هم فعاليتهايي كه امروزه به عنوان مشاغل مردانه و طاقت‌فرسا شناخته مي‌شوند زنان برده يوناني در معادن نقره و آهن كار مي‌كردند، سنگ آهن را به آسياب مي‌بردند و آن را مي‌شستند. اكثريت زنها در صنايع رسيدگي و بافندگي مشغول به كار بودند عده‌اي ديگر در پشم‌چيني گوسفندان، آماده‌سازي پشم، شستن پشم در آب داغ، نساجي آن نقش داشتند .

گذشته از اين مشاغل خاص زنانه در سده‌هاي دهم تا چهاردهم زنها و مردها در همه‌ي مشاغل كار مي‌كردند. در قرون وسطي زنان كاتب و پزشك بسياري وجود داشت، در دانشگاه‌ها زنان بيشماري درس پزشكي مي‌خواندند .



حتي در برخي از مشاغل‌ مانند كفاشي، كمربندسازي، قفل‌سازي و غيره نيز زنان پس از فوت همسر به مقام استاد كار مي‌رسيدند. اين قوانين و انتخاب مشاغل بتدريج تحت سلطه جنسيت قرار گرفتند. در بعضي از اصناف زن بيوه تنها يك سال پس از فوت همسر مي‌توانست كارگاه خود را اداره كند بعد از يك سال فقط در صورت ازدواج با مردي از صنف ديگر كليه‌ي حقوق خود را از دست مي داد .



امروزه حدود 50 درصد زنان شانزده تا شصت سال در اكثر كشورهاي اروپايي ، مشاغل داراي حقوق و دسمتزد در بيرون ازخانه دارند . مهمترين افزايش در ميان زنان متأهل بوده است . در انگلستان بيش از 40 درصد زنان متأهل با فرزندان زير سه سال اكنون داراي اشتغال درآمدزا هستند . با اين همه نسبت زنان در نيروي كار مزد بگير ، هنوز خيلي پايين تر از مردان است .

با افزايش سطح علم و دانش و رشد معنوي و عاطفي مردم ، زنان بيش از گذشته نسبت به زندگي خانوادگي ، كمك به شوهران خود و تربيت فرزندانشان ، مقيد شده اند . اما تحولات اقتصادي جهان و انقلاب اجتماعي كه در يك تا دو قرن گذشته در آمريكا و كشورهاي اروپايي و نيز در چند دهه ي اخير در كشور ما به وقوع پيوسته است . زنان وادار شده اند پا را از محيط خانه و زندگي فراتر گذارده و چون شوهران خود ، به تحقيقات و پژوهشهاي علمي روي آورند . يكي از نشانه هاي اين تحول ، فزوني گرفتن درصد زنان در دوره هاي گوناگون دانشگاه هاي ايران است .



زنان هميشه به عنوان نيروي ارزان كار در طول روزگار- قديم يا معاصر - شناخته شده اند آمارهاي هر چند اندك نشان مي دهد كه اين ارزاني در بين نژادهاي مختلف نيزمتفاوت بوده است . آمارها نشان مي دهد كه زنان متعلق به اقليت هاي نژادي ، تقريبا" سه چهارم دستمزد ساعتي زنان سفيد پوست را مي گيرند . از 11 ميليون زن شاغل ، 5 / 4 ميليون شغل نيمه وقت دارند ، كه 5 / 3 ميليون نفر آنان مادر هستند . اگر چه بيشتر زنان جوان شاغل هستند ، اما به محض مادر شدن از لحاظ ميزان درآمد از سايرين جدا مي شوند . شرايط مادر شدن شمار زنان را در مشاغل تمام وقت به نصف مي رساند ، ولي به طرز قابل توجهي تعـداد زناني كه رسما مشغـول به كارهاي نيمـه وقت هستند را افـزايش مي دهد .



زن و کار

محدود بودن تنوع مشاغل زنان



گزارشها و بررسي‌هاي پيش از انقلاب حاكي است، در بحث با مديران كارخانه‌ها، هنگام طرح‌ريزي وظايف بسياري از شغلها در بسياري موارد، هيچ دليلي وجود نداشت كه زنان، از انجام آن وظايف بر نيايند ولي در اولين قضاوتها همواره راي بر اين بود كه اين كارها از عهده‌ي زن ساخته نيست.

عامل موثر ديگر در محدود بودن تنوع مشاغل زنان، پايين بودن سطح سواد و تخصص و مهارتهاي زنان در مقايسه با مردان در سالهاي پيش از انقلاب شناخته شده است. با وجود افزايش سريع سطح سواد و استقبال شديد زنان از افزايش سطح تحصيلات خود همچنان بين سطح سواد و تخصص زنان و مردان تفاوت قابل ملاحظه‌اي مشاهده مي‌شود .



مشاغل در انحصار مردان است



براساس اين مقاله به لحاظ آن‌كه بر اساس عرف و هنجار و عادات اجتماعي و قوانين موضوعه مردان نان آور خانواده شناخته شده‌اند، اكثر مشاغل در انحصار و يا در اختيار مطلق مردان قرار گرفته است. در شرايط ركود و در حالتي كه كشور با بي‌كاري فزاينده و گسترده روبه رو بود، كارفرماي بخش عمومي و بخش خصوصي ناچار از اولويت دادن به استخدام و بكارگيري و ابقاي مردان، در مشاغل گوناگون بوده است .



شيوه‌ها و مناسبات توليدي و كاركردهاي بازار نقش تعيين كننده‌اي در اين ميان داشتند. بدين ترتيب نوعي محدوديت در مشاغل زنان بوجود آمد كه دامنه‌ي آن در شهرها محدود به شغل معلمي و بهياري و در روستاها محدود به مشاغل مربوط به كشاورزي شد .



كار در خانه



در بيشتر نوشته هاي جامعه شناسي دربارة كار ، كار بي خرد _ يعني كاري كه بدون پرداخت مستقيم و خارج از حوزه يك شغل خاص انجام مي شود _ دست كم تا اين اواخر ، هرگز مورد توجه قرار نمي گرفت .



كار بي خرد ، به ويژه كار زنان در حوزة خانگي تا اندازه ي زيادي ناديده گرفته مي شد . با وجود اين ، اينگونه كار به همان اندازه براي اقتصاد ضروري است كه اشتغال فرد بگيري برآورده شده است كه كار خانگي از نظر ارزش تقريبا معادل يك سوم كل توليد سالانه در يك اقتصاد امروزي است .



ارتباط زنان با كار خانگي - متمركز ساختن فعاليتها بر نگه داري خانه و پرورش كودكان - پيش از صنعتي شدن كه خانه يك واحد توليد بود ، چندان مفهومي نداشت . بخشي از زنان متأهل ، و عملا همه زنان غير متأهل ، از همان آغاز صنعتي شدن به كار فرد بگيري اشتغال داشتند .



اما بسياري از زنان به حوزه خانگي محدود شدند چرا كه اشتغال مزد بگيري براي مردان در محل هاي كار جداگانه به صورت هنجار در آمد . اين فرايند با كاهش تعداد خدمتكاران خانگي همراه بود . اين حقيقتي است كه بسياري از مردان نسبت به آنچه كه اگر بنا بود خودشان كارهايشان را انجام دهند ، به واسطة كار همسرانشان در خانه مي توانند كار بسيار بيشتري در مشاغل مزد بگيري خود انجام دهند .



كار زنان در بيرون از خانه :



بين دو جنگ جهاني ، تعداد زناني كه صرفا" خانه دار بودند به اوج رسيد ، اگر چه بقراي زنان غير متأهل معمول بود كه شاغل مزد بگير باشند ، اكثريت بزرگ زنان متأهل در آن زمان كار نمي كردند . در هر دو جنگ جهاني زنان تشويق به اشتغال گرديدند تا جاي مرداني را كه به نيروهاي سطح پيوسته بودند بگيرند . پس از جنگ اول آنها اخراج گرديدند ، اما بعد از پايان جنگ دوم اخراج زنان به طور كامل انجام نشد . رشد اشتغال زنان از آن پس با گسترش مشاغل خدماتي ارتباط نزديك داشته است . زنان به طور بي تناسبي در بخش خدمات متمركزگرديده اند ، اگر چه نه در مشاغل مديريت يا حرفه اي مشاغل زنان در بازار كار دومين تمركز يافته است .



وضعيت اشتغال زنان در جهان تابعي از نياز جامعه ، اهداف فردي زنان از اشتغال ، فراهم بودن زمينه هاي مناسب موجود و يا شرايط خاص سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي ، اجتماعي خاص حاكم بر آن جامعه مي باشد .



از سويي ديگر تحقيقات جهاني بيانگر آن است كه ضرورت ايجابي بر لزوم اشتغال زنان و داشتن درآمدي مستقل جهت ادامه زندگي و تامين نيازهاي خود و خانواده امري انكارناپذير است و ديگر زنان تنها دريافت كننده كمك محسوب نمي شوند بلكه خود نقش مشاركتي را بر عهده دارند . با عنايت به تحولات جديد اجتماعي ، در اين سالها در كشور ما نيز نگرش جديدي مورد توجه قرار گرفته است و بر مبناي آن زن توليد كننده ، مشاركت كننده و در عين حال برخوردار شونده از امكانات بدست آمده در فرايند توسعه نيز مي باشد .



وجود تبعيض جنسيتي در مشاغل مختلف ، تفاوت سطح دستمزد زن و مرد در شرايط يكسان سازي ، لزوم ايفاي نقش جنسيتي خاص زنان در منزل و كمبود مشاغل نيمه وقت براي زنان و زمينه ساز شدن كناره گيري از كار تمام وقت در برابر مردان ، عدم ارتقاي زنان به مشاغل بالا و سمتهاي مديريتي ، تخصيص مشاغل پرمسئوليت و كم مزد نظير پرستاري از عوامل مؤثر و مهم تضعيف نقش فعالانه مشاركت زنان در عرصه هاي اقتصادي جوامع پيشرفته مي باشد .



امروزه اشتغال زنان يكي از مهمترين مسائل اجتماعي در هر جامعه اي است . از آنجائي كه زنان بيش از نيمي از جمعيت كشور ما را تشكيل مي دهند . پرداختن به اشتغال آنها ريشه يابي موانع و مشكلات و در پي حل آن بر آمدن جزو ضرورتهاي جامعه امروز شهري است چرا كه زنان همواره پابه پاي مردان توانسته اند در عرصه اجتماع حضور داشته باشند و تجربه نشان داده كه حضور زنان در اجتماع نه تنها مشكلي به وجود نياورده بلكه در بسياري از موارد راهگشا و تسهيل كننده امور نيز بوده است .



دستيابي زنان به منابع اقتصادي ناشي از كار در خارج از خانه وتسخير فضاهاي تازه اجتماعي توسط آنان ساخت چند صد ساله خانواده را دگرگون ساخته است و ضرورتا پيدائي تعادلي نو را در يك خانه ايجاب مي كند در درون خانه روابط سنتي زوجين بايد پايه هاي نو يابد همانطور كه توزيع وظايف بايد ساختي نو پذيرد . در خانواده هاي جديد با پيدايي تحولات جديد مخصوصاگ اشتغال زن هرم قدرت نيز صورتي بيش از پيش افقي مي يابد تا آنجا كه از دموكراتيزه كردن واحدهاي خانوادگي و حتي پيدايي فرزند مداري سخن به ميان مي ايد .



وقتي كه صحبت از اشتغال زنان مي شود شايد در گام نخستين نگاهها متوجه كار زن در خانه و حركت كردن همراه اعضاي خانواده براي نظم دادن به امور خانه شود در حاليكه كار زن را نبايد با اشتغال زن يكسان شمرد چرا كه بين اين دو تفاوتها ي زيادي وجود دارد .



نگاهي به آمار زنان شاغل در ايران طي چند دهه اخير نشان مي دهد ميزان فعاليت اقتصادي زنان در چند دهه اخير افت و خيز زيادي داشته است از سال 1335 كه اولين سرشماري در ايران به عمل آمد رقم اشتغال زنان بالغ بر 2/9 درصد بود . در سال 45 به 6/12 درصد افزايش يافت كه پس از انقلاب و در سال 65 به رقم 2/8 درصد كاهش يافت . كه با توججه با سياستها و تجديد نظرهايي كه در زمينه اشتغال زنان صورت گرفت شاهد رشد تدريجي اين آمارها هستيم به طوري كه در سال 75 اين آمارها به 1/9 درصد رسيد طبق اخرين آمارها در سال 79 به 3/17 درصد افزايش يافت . بي توجهي به زنان از ديدگاه نيروي انساني به هدر دادن و يا ضايع كردن امكانات بالقوه رشد و بالندگي جامعه است به اعتقاد بسياري از اقتصاد دانان بهبود معيشتي خانواده ، تنظيم روابط درون خانواده و تربيت فرزندان از جمله مواردي است كه ارتباط نزديك با ميزان سواد ، تحصيلات و مشاركت اقتصادي ، سياسي و اجتماعي زنان در بيرون از خانه دارد و تغيير در الگوي فرهنگي نامناسب در اشتغال زنان ، زيربناي تحولات بنيادي در وضعيت زندگي نيمي از جمعيت فعال جامعه به شمار مي رود .



عوامل كاهش مشاركت زنان



تقسيم كردن شغل ها به زنانه و مردانه سدي در مقابل پيشرفت زنان متخصص و شايسته جهت احراز مشاغل رده اول ايجاد مي كنددر حاليكه موانع بايد در هم شكسته شوند تا نيروي انساني موجود در مسير ترقي خويش ، آينده اي روشن براي كشو رقم زنند زيرا نيمي از جمعيت فعال را در نظر نياوردن به معني نيمي از سرمايه انساني كشور را به هدر دادن است .



در مطالعه و بررسي پيرامون موانع و مشكلات اجتماعي و فرهنگي اشتغال زنان تحت عنوان عوامل دروني مربوط به كاهش مشاركت زنان در رون توسعه به موارد زير بر مي خوريم :



- فقدان مهارت ( از سطح سواد تا نبود توانمندي هاي تخصصي مورد نياز در بازار كار )



عدم توانايي در تصميم گيري در امور مهم زندگي از جمله انتخاب شغل

- مصرف زدگي و تجمل گرايي



- نداشتن آگاهي و شناخت گسترده و عميق از محيط اجتماعي



- كمبود اعتماد به نفس براي حضور مناسب در فعاليتهاي اجتماعي ، اقتصادي كه بيشتر مربوط به خود زنان است.



در توضيح عوامل بيروني ( بيشتر اجتماعي و فرهنگي ) موارد زير عنوان شده اند :



- نبود امكانات كافي و گسترده براي تحصيلات زنان و دختران ، بويژه در نقاط محروم و ميان اقشار آسيب پذير



- وجود فرهنگ ضعف و ناچيز انگاشتن زنان در جامعه ( باورهاي غلط )



- مشكلات و خلاهاي مربوط به قوانين ، مقررات و آئين نامه ها



- نبود زمينه مساعد و كافي براي ورود زنان به پست هاي كليدي و مديريتي بالا



- نبود زمينه مشاركت سياسي فعال زنان



- تعهد و الزام اخلاقي و عاطفي زنان نسبت به همسر و فرزند



- عدم سرمايه گذاري كافي بخش خصوصي در فعاليت هاي اشتغال زا براي زنان



- عدم انعكاس فعاليت زنان در درآمد ملي



- تاكيد بر ويژگي ها و نقشهاي غير اقتصادي زنان



- عدم تنوع و يا كم تنوعي فرصتهاي شغلي براي زنان



- بالا بودن هزينه نيروي كار زنان بري كارفرمايان



- صاحب سرمايه نبودن زنان



- مهاجرت فزاينده از روستا به شهر



- روحيه پدرسالاري و وجود فرهنگ زن در خدمت مرد


هر چند لازمه طرح مشكلات زنان در رابطه با تصدي پست هاي رهبري و مديريت در سازمانها و اجراي طرحهاي تحقيقاتي ، اساسي و متعدد است . آمار موجود نشان دهنده اين است كه تعداد مديران زن در مشاغل مختلف كمتر از مردان است و علتهاي احتمالي اين امر مي تواند عدم واگذاري پستهاي مديريت به زنان در شرايط مساوي، پيشداوري كاركنان سازمانها در زمينة توانايي زنان در رهبري و مديريت، عدم تمايل سازمانها نسبت به واگذاري پستهاي مديريت و رهبري به زنان ،عدم تمايل مردان براي درگير شدن همسرشان در كارهاي سنگين وعدم تمايل مردان نسبت به كسب استقلال مالي و فكري همسر باشد .



يكي از موانع اشتغال زنان در بعضي از ارزشهاي باقيمانده از گذشته در ايران است كه در بعضي از خانواده ها و شهرها ديده مي شود . اصلاح اين طرز فكرها از طريق رسانه ها ي گروهي و اطلاعات صحيح دادن به آنها و نشان دادن تواناييهاي بسياري از زنان موفق و كارآمد جامعه به طور مستند براي بالا بردن آگاهي و فرهنگ جامعه يكي از راههاي حل اين معضل است .



يكي ديگر از موانع اشتغال زنان عدم رضايت بعضي از همسران براي ادامه اشتغال آنان پس از ازدواج آنهاست از آنجائيكه در فرهنگ جامعه ها تبعيت زنان از مردان در محيط خانوادگي پذيرفته شده و عكس آن مطرود است عملا زنان در تصميم گيري براي ادامه اشتغال خود نقشي ندارند و براي ادامه زندگي و جلوگيري از تزلزل خانوادگي منجمله طلاق بايد به خانه داري پرداخته و علي رغم خواسته و علايق خودشان كار را رها كنند

همچنین از ديگر موانع اشتغال زنان باورهاي غلط فرهنگي است كه از گذشته نشأت گرفته است . بسياري از افراد فكر مي كنند كه زنان افراد ضعيف و ناتواني هستند و نمي توانند همانند مردان در مشاغل حساس و تخصصي انجام وظيفه نمايند . اصلاح اين باور غلط فرهنگي يكي از راههاي حل مي باشد .



يافته هاي يك پژوهش ، حاكي از آن است كه موانع استخدام و كارايي زنان در بخشهاي دولتي عمده ترين مانع اشتغال زنان محسوب مي شوند . مانع بعدي ، مخالفت مردان با اشتغال زنان در بخشهاي دولتي است . زنان جوياي كار شدت بازدارندگي اين موانع را بيش از حد متوسط و بيش از زناني مي دانند كه هم اكنون شاغل هستند . زنان جوياي كار معتقدند كه عملكرد بخشهاي دولتي در اطلاع رساني از فرصتهاي شغلي ، بيش از حد متوسط ضعيف است .



اگر چه زنان شاغل به حكم درگيري خود در بخشهاي دولتي و آگاهي از فرصتهاي شغلي ، شدت بازدارندگي اين موانع را كمتر از حد متوسط مي دانند ، اما ميانگين نظرات زنان مورد مصاحبه در حدود متوسط قرار دارد و مسئولان اطلاع رسـاني در بخشهـاي دولتي موظفند براي جبران اين ضعف در عملكـرد خود چاره اي بيانديشند . مانع ديگر ، آگاهي پيشين زنان از وجود انواع بي عدالتي ها در سازمان دولتي است . تصور وجود اين بي عدالتي ها خود موجب كاهش انگيزه زنان براي اشتغال در بخشهاي دولتي مي شود . زنان جوياي كار شدن بازدارندگي اين موانع را در حدود متوسط و بيش از زناني مي دانند كه خود با چنين مشكلاتي در محل كار خود دست و پنجه نرم مي كنند .



بر اين اساس بايستي كه با در نظر گرفتن شرايط اجتماعي موجود و ايجاد زمينه هاي شغلي مناسب و حمايتهاي مؤثر دولت و نهادهايي همچون كانون خانواده ، عرصه هاي اجتماعي و فرهنگي و ... در اين حوزه به سمت افزايش هر چه بيشتر آمار فعاليتهاي اقتصادي زنان در سالهاي آتي گام برداريم . براي اينكه زنان نيز بتوانند همپاي مردان در جهت رشد اقتصادي كشور تلاش كنند و از توان بالقوة آنان به درستي و در سطح بهينه استفاده شود لازم است :



علاوه بر تغيير فرهنگ جامعه در جهت شناخت اهميت و نقش زنان در كار، همه سازمانها و نهادهاي توليدي ، صنعتي ، آموزشي ، نظامي ، اقتصادي و .... در جهت شناخت نقش زنان در كار و بهره وري بهينه ، تلاش پيگير و همه جانبه داشته باشد .



همچنين لازم است مديريت سازمانها و نهادهاي گوناگون كشور به شيوه اي نظام مزد و مرتبط با يكديگر ، در جهت بكارگيري جدي زنان در كار و مديريت ، فعاليت كنند .



بايد شرايطي فراهم گردد كه كوچكترين نظامهاي اجتماعي ، يعني خانواده ها با نقش عظيم زنان در بهره وري خانواده آشنا شوند و اعضاي اينگونه نظامهاي اجتماعي به درستي ترتيب شوند ، آموزش بينند و محصول سالمي را به جامعه تحويل دهند .



دولتها بايد با برنامه ريزي ساعتهاي مناسب براي زنان در مراكز دولتي و خصوصي مشخص كنند و با برنامه ريزي جهت ايجاد مهدكودكها در كنار اين مراكز چه از طريق بودجه دولتي و يا خصوصي ، تسهيلاتي براي مادران داراي فرزندان خردسال قرار دهند ، همچنين از بكار گماردن زنان در ساعاتي بيشتر از ساعات معمول جلوگيري كنند . با استفاده از نظرات بسياري از افراد صاحبنظر و متخصصو برنامه ريز مي توان به حل اين مشكلات كمك نمود كه از اين طريق زنان بتوانند به وظايف دوگانه خانه داري و محيط كار بپردازند .



شايد افزايش سهم زنان در مجموعه فعاليتهاي صنعتي ، يكي از راهكارهاي برون رفت از نـرخ بالاي تورم و نيز افزايش مشـاركت زنـان در امور توليـدي باشد ضمن آنكـه مي تـوان اشتغال مولدي به ويژه براي زنان تحصيل كرده ايجاد كرد و با استفاده از فن آوري و ابزار مدرن ، از زنان در بخش صنعت نيز بهره گرفت همچنين مي توان با تشويق كارفرماياني كه به وسيله مراكز خدمات اشتغال وزارت كار و امور اجتماعي ، تعداد بيشتري از زنان را به استخدام در مي آورند ، شرايط مطلوبتري براي اشتغال اين بخش ارزشمند جامعه ايجاد كرد .



كار در بيرون از خانه



كار در خانه معمولا بدون دريافت حق و دستمزد صورت مي گيرد و شامل آشپزي ، مراقبت از فرزندان ، تميز كردن خانه و .. مي باشد اين كار در واقع نيمي از اشتغال زنان را به خود اختصاص مي دهد و ديگري كار در بيرون از خانه كه معمولا كارهاي نيمه وقت را شامل مي شود . در اين محيط زنان معمولا در كارخانه ها به كار نيمه وقت مي پردازند و يا بيشتر در بخش خدمات مشغول به كار هستند . كار زنان در بيرون از خانه از لحاظ درآمد معمولا كمتر از موارد مشابه در مردان مي باشد و مشكلاتي نيز در اين محيط وجود دارد كه از ميزان مشاركت بيشتر زنان در مشاغل مختلف مي كاهد .



براي افزايش مشاركت زنان در مشاغل دولتي نخست بايد تدابيري اتخاذ كرد كه ايفاي نقش در بازار كار ضرورتا با ايفاي نقش ملي خانوادگي در تضاد نباشد ، همچنين ضرورت ايجاد تغييرات در بعضي از موارد قوانين و آئين نامه استخدامي به منظور كاهش بي عدالتي مبادله اي ( يعني كمبود حقوق نسبت به ميزان كار ) به طور مضاعف احساس مي شود. افزايش انگيزه زنان براي اشتغال موثر در بخشهاي دولتي در گرو تجديد نظر در نظام پاداش و جزاي حاكم بر بخشهاي دولتي است .



آموزشهاي هدفمند رسانه هاي جمعي و فرايند جامعه پذيري و نهادينه شدن واسطه هاي بين زنان و دولت نيز از موانع شخصيتي زنان براي ورود به بازار مي كاهد همچنين بايد با تجديد نظر در قوانين و آيين نامه هاي مرتبط ، از امكان بروز تهديدات و خطرات شغلي عليه زنان جلوگيري به عمل آورد .
منبع:ايونا

 آرشیو اخبار بازگشت
خدمات شورا
عضویت امور بانوان
گروههای کاری
آموزش و پژوهش
سازمانهای مرتبط
بخش های خبری اتاق
» اخبار داخلی
» اخبار خارجی
» مقاله
زنان کارآفرین
[آرشیو]

اخبار با فرمت

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران می باشد