English  
امروز چهارشنبه 10 آذر 1400
صفحه اصلي  |  اهداف  |  تاریخچه  |  تماس با ما  |  وب سایت اتاق تهران

آگهي

فراخوان

گزارش تصویری


دیدار دبیرکل شبکه زنان کارآفرین مالزی و رییس کانون زنان بازرگان و کارآفرین ایران - 1396/08/13

کارگاه آموزشی سرمایه گذاری در بورس در پساتحریم

مراسم بزرگداشت روز زن 1394/01/19

تاريخ:  1388/11/20   زمان:  09:19
توانمندسازي زنان از حرف تا عمل

  »توانمندسازي زنان از آن دست واژه‌هايي ا‌ست كه حدود 3دهه است در برنامه‌هاي توسعه كشورها و اسناد بين‌المللي وارد شده و كشور‌هاي مختلف به فراخور ميل به توسعه يافتگي از آن استفاده مي‌كنند.

به گزارش سایت خبری اتاق بازرگانی تهران، در ايران اما توانمندسازي زنان اغلب شامل ارتقاي زنان در مديريت خانواده‌ و محله است. پيشرفت زنان در ايران در سال‌هاي اخير چشمگير بوده است، اما مشاركت آنان در برنامه‌هاي توسعه اجتماعي يا جامعه محلي در سطح پايين باقي مانده است. در بهترين حالت، اين توانمندسازي معطوف به توانايي‌هاي مالي است؛ يعني اگر زني بتواند دستش در جيب خودش و نه پدر و شوهرش برود توانمند شده است.

البته همان اوايل يعني 30سال پيش كه اين واژه مصطلح شد رويكرد اوليه برنامه‌هاي كاهش فقر در ميان زنان بود و كم‌كم انديشمندان اين حوزه، تعاريف جديدي از توانمندسازي مبتني بر مفاهيمي چون پيشرفت و قدرتمندي (تصميم‌گيري و مشاركت) ارائه كردند.در ايران به جاي تأكيد بر قدرت يافتن زنان، روي توانايي‌ها و مهارت‌يابي آنها تأكيد شده است درصورتي كه مسئله اصلي در اين مفهوم رسيدن زنان به توانايي نيست، بلكه رسيدن آنها به قدرت و داشتن نقش مؤثر در فرايندهاي گوناگون اعم از اجتماعي، سياسي، اقتصادي و... است. شايد يكي از مهم‌ترين دلايل اين اشتباه در شناخت و درك اين مفهوم، ناشي از ترجمه غيردقيق اين كلمه باشد.

دفتر مطالعات اجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران تحقيقي با عنوان تعيين شاخص‌هاي توانمندسازي زنان و سنجش وضعيت توانمندي زنان در شهر تهران انجام داده است كه در آن علاوه بر تعيين شاخص‌ها، 2رويكرد مطالعات بين‌المللي و شاخص‌هاي برخاسته از محدوديت‌هاي زنان در شهر تهران كه آن هم از پژوهش‌هاي انجام شده در سال‌هاي اخير به‌دست آمده مورد توجه قرار گرفته است.

كيوان ضيايي، محقق اين پژوهش در اين2رويكرد شاخص‌ها را در 2قالب ظرفيت‌ها (شامل ظرفيت‌هاي اقتصادي، اجتماعي، رواني و انساني) و قدرت تصميم‌گيري (شامل آزادي عمل، نقش مؤثر در تصميم‌گيري و كنترل ظرفيت‌هاي اقتصادي) تفكيك كرده است.در اين تحقيق در سنجش وضعيت توانمندي زنان ساكن در شهر تهران نيز 2گروه زنان مجرد و زنان متاهل مورد مطالعه قرار گرفتند. اين تفكيك به‌دليل متفاوت بودن ماهيت منبع يا منابع توزيع قدرت درون خانواده است. اين سنجش تمامي 22 منطقه شهر تهران را در بر مي‌گيرد.اين محقق دريافته است كه اكثر مطالعات تجربي كه در ايران و با موضوع توانمندسازي زنان انجام پذيرفته، در 2حوزه زنان سرپرست خانوار كه تحت پوشش مراكز حمايتي هستند و ديگر زناني كه از اعتبارات وام ‌هاي خوداشتغالي استفاده كرده‌اند و كمتر زنان به‌صورت عام بررسي شده‌اند.

از توانمندسازي به‌دنبال چه مي‌گرديم؟

نگاه برخي از پژوهشگران و برنامه‌ريزان به‌خصوص صاحب‌نظران سازمان‌هاي بين‌المللي به توانمندسازي نگاهي ابزاري است و براي اين منظور بيشتر پيامدها و دستاوردهاي توانمندي زنان در جهت توسعه همچون فقرزدايي و رشد اقتصادي، تغيير رفتارهاي باروري و‌گذار جمعيتي، تأمين سلامت كودكان و خانواده و... را مورد توجه قرار مي‌دهند. عده‌اي ديگر توانمندسازي را في‌‌النفسه هدف مي‌دانند. اين عده يا توانمند‌شدن را يك روند تغيير مي‌دانند يا به‌دنبال رشد و شكوفايي زنان و بروز استعدادهايشان هستند. در نگاه اين تحقيق توانمندسازي به‌صورت پروسه و فرايندي ممتد تعريف مي‌شود كه شرايط ساختاري (سياسي، عرفي و حقوقي) و عامليتي (ظرفيت‌ها، قدرت تصميم‌گيري) و دسترسي (به منابع مادي و غيرمادي موجود در جامعه) را براي قدرت‌يابي زنان در خانه و جامعه در مواردي كه براي آنها محدوديت وجود دارد را فراهم مي‌كند.

موارد ياد شده به اين معني نيست كه نقش مردان در زندگي و جامعه به كمتر از زنان تقليل پيدا كند و فضا و كنشي زن‌سالارانه داشته باشيم بلكه به اين معني است كه حق زنان است كه همراه و به اندازه مردان در مناسبات زندگي، شركت فعال داشته باشند و برخوردار از قدرت و مسئوليت تصميم‌گيري باشند و في‌النفسه از شرايط برابر با مردان براي رسيدن به اين مناسبات برخوردار شوند.

در واقع قدرت برتري فردي بر فرد ديگر (زن بر مرد) نيست، بلكه بيشتر هدف ارتقاي خودباوري و خود اتكايي زنان مورد بحث است. عامليت نيز به توانايي خود زنان و احساس دروني، توان ذهني و عيني زنان براي ساختن و دستيابي به زندگي مناسب و افزايش قدرت لازم اشاره دارد.

در اين سطح 2عامل خشونت عليه زنان و نگرش جنسيتي در زنان به‌عنوان عواملي هستند كه مانع توانمندسازي زنان مي‌شوند. اين عوامل هم مانع رشد ظرفيت‌هاي زنان مي‌شوند و هم نقش كاملا مؤثر و كاهنده‌اي بر قدرت تصميم‌گيري زنان دارند؛ چنانچه نگرش‌هاي كليشه‌اي با تأثير بر باورهاي زنان، از آنها انسان‌هاي غيرعامل مي‌سازد و در تصميم‌گيري‌ها آنها را منفعل مي‌كند و همچنين مانع رشد بخشي از ظرفيت‌هاي زنان است كه با عامليت آنها ارتباط مستقيم‌تر و قوي‌تري دارد.

خشونت عليه زنان نيز با محدوديت‌هايي كه ايجاد مي‌كند باعث مي‌شود كه زنان در فضاهاي عمومي و مدني كه مي‌تواند سبب گسترش توانايي‌هاي آنها شود، حضور پيدا نكنند يا كمتر حضور يابند. خشونت از طريق تأثير بر قدرت تصميم‌گيري و آزادي‌هاي مشروع زنان - بالاخص در خشونت‌هاي خانگي- مانعي جدي در توانمندسازي زنان ايجاد مي‌كند.

در تحقيق دفتر مطالعات اجتماعي شهرداري تهران، 1217نفر از زنان 18 ساله و بالاتر ساكن مناطق بيست‌ودوگانه شهر تهران با روش نمونه‌گيري چندمرحله‌اي انتخاب شدند و مورد پرسش قرار گرفتند.

شاخص‌هاي اين تحقيق در بعد ظرفيت شامل ظرفيت اقتصادي (درآمد شخصي، دارايي، پس‌انداز و پشتگرمي مالي)، ظرفيت اجتماعي (سرمايه اجتماعي، انسجام، مشاركت اجتماعي، اعتماد، هنجار و عمل متقابل)، اعتبار، احساس قدرت (عدم‌احساس بي‌قدرتي) ظرفيت رواني (اعتماد به نفس، ميل به پيشرفت، حس ارزشمندي) بهداشت رواني (اضطراب، افسردگي، وسواس، حساسيت بين فردي) و ظرفيت انساني (تحصيلات، سلامت جسماني، مهارت، اعتقاد سازنده، آگاهي از حقوق كلي زنان، عمومي) و آينده‌نگري مي‌شود.در بعد قدرت تصميم‌گيري شاخص‌هاي سنجيده شده شامل آزادي عمل و نقش مؤثر در تصميم‌گيري است.

مولفه‌هاي اين دو شاخص براي زنان متأهل و مجرد با هم فرق مي‌كند. به‌طور مثال براي سنجش ميزان آزادي عمل زنان متاهل سؤالاتي در مورد (رفتن به مكان‌هاي مورد علاقه، انجام فعاليت‌هاي مورد علاقه، خريدن چيزهاي مورد علاقه، نحوه خرج‌كردن، تصميم در داشتن يا نداشتن شغل) پرسيده شده است و براي تعيين ميزان نقش‌شان در تصميم‌گيري‌ها سؤالاتي در مورد (زمان بارداري، فاصله ميان زاد و ولد و تعداد كودكان، روابط زناشويي، نحوه برنامه‌ريزي خانواده، رسيدگي به امور فرزندان و...) پرسيده شده است. به سؤالاتي از قبيل (انتخاب همسر، تأثيرگذاري در مسائل مهم زندگي، نقش مشورت‌دهي، توجه خانواده به خواسته‌ها و نيازها، برنامه‌ريزي خانواده، كنترل بر درآمد شخصي و كنترل بر پس‌انداز) جواب داده‌اند.

زنان متوسط تهراني

يافته‌هاي تحقيق كيوان ضيايي حاكي از آن است كه زنان تهراني از نظر ابعاد توانمندسازي در كل در وضعيت متوسطي به سر مي‌برند. در اين بخش وضعيت آماري شاخص‌ها را در سه سطح پايين، متوسط و بالا سنجيده‌اند به اين معنا كه چند درصد از زنان و دختران در حد پايين و متوسط و بالا هستند.

وضعيت بعد قدرت تصميم‌گيري از بعد ظرفيت بهتر است و تا حدودي مناسب است. در ميان شاخص‌هاي اين بعد، وضعيت ابعاد آزادي عمل و كنترل ظرفيت‌هاي اقتصادي شبيه به هم هستند و از بعد نقش مؤثر در تصميم‌گيري بهتر است. در ميان شاخص‌هاي بعد ظرفيت، هرچند ظرفيت اقتصادي از شرايط نامطلوب‌تري برخوردار است و تقريبا در حد ضعيف قرار دارد اما ظرفيت انساني و اجتماعي هر دو داراي شرايط مناسب‌تر و در حد متوسط هستند كه البته در اين ميان، ظرفيت رواني نسبت به ديگر ظرفيت‌ها اوضاع بهتري دارد و متوسط رو به بالا را نشان مي‌دهد.

در هر دو بعد توانمندي، هم در بعد ظرفيت و هم در بعد قدرت تصميم‌گيري اختلاف ميانگين معني‌داري ميان زنان مجرد و متاهل ديده مي‌شود و اين تفاوت حاكي از رويكرد متفاوت اين دو گروه از زنان در آن بعد است.همچنين در شاخص‌هاي اين ابعاد تنها در دو بعد ظرفيت انساني و ظرفيت اجتماعي اين تفاوت ميانگين ديده نمي‌شود و مي‌توان گفت كه رويكرد يكساني ميان زنان متاهل و مجرد در ميان اين شاخص‌ها ديده مي‌شود.در شاخص كنترل منابع اقتصادي، زنان مجرد داراي شرايط بهتري نسبت به زنان متاهل هستند.

اين وضعيت در شاخص آزادي عمل و تا حدي در شاخص نقش مؤثر در تصميم‌گيري نسبت به شاخص كنترل منابع اقتصادي برعكس است و زنان متاهل از شرايط بهتري برخوردار هستند. اين امر نشان‌دهنده توزيع قدرت بالاتر زنان متاهل نسبت به زنان مجرد در اين دو شاخص است و علت آن را مي‌توان در تفاوت منبع توزيع و يا كسب اقتدار (والدين/ شوهر) جست‌وجو كرد.

توانمندسازي با مانع

سنجش شاخص‌خشونت اجتماعي عليه زنان نشان از آن دارد كه با بيش از 95درصد اطمينان مي‌توان گفت كه بين زنان و دختران تفاوت معناداري وجود دارد.

برابر نتايج به‌دست آمده در بيشتر مواقع خشونت‌هاي اعمال شده عليه زنان در محيط جامعه حاكي از آن است كه بيش از دوسوم زنان كه جمعيتي معادل 5/79درصد كل جامعه آماري را شامل مي‌شوند، معتقد به تجربه خشونت در فضاي جامعه با شدت بالا هستند كه 4/84درصد زنان متأهل و 5/69درصد مجردين در اين سطح بالاي خشونت قرار مي‌گيرند.

از سوي ديگر به شكل تقريبي، 13درصد گروه مورد مطالعه، خشونت را در سطوح متوسط آن، در محيط جامعه تجربه كرده‌اند كه در اين ميان سهم آسيب‌هاي زنان مجرد با 9/21درصد در ميان كل مجردين بيش از دوبرابر متأهليني است كه از سطح متوسط خشونت در جامعه عليه خويش رنج برده‌اند. اين در حالي است كه زنان پاسخگو چندان قائل به پايين‌بودن خشونت عليه آنان در جامعه نيستند؛ به عبارتي سطح پايين شدت خشونت تنها 7درصد كل جامعه آماري را
در برگرفته است كه 6/8درصد دختران مجرد و 2/6درصد متأهلين را شامل مي‌شوند.

سنجش شاخص خشونت‌هاي خانگي در جايگاه تهديد و محدوديت براي توانمندي جامعه زنان از توزيع متفاوتي به لحاظ فراواني‌ها در دو گروه مجردين و متأهلين برخوردار است. بنابر يافته‌هاي اين پژوهش نزديك به 40درصد عموم زنان در معرض سطح پاييني از خشونت‌هاي خانگي قرار داشتند كه از اين مقدار سهم زنان مجرد 95درصد و زنان متاهل 10 درصد است.
در مقابل درصد قابل توجهي از زنان متاهل در سطوح متوسط با 8/37درصد و بالا با 2/52درصد در معرض خشونت خانگي قرار دارند. بدين‌لحاظ مي‌توان از جامعه زنان متاهل به‌عنوان جدي‌ترين قربانيان خشونت خانگي ياد كرد.

در كل خشونت عليه زنان نزديك به 60درصد است كه اين امر بسيار جاي تامل دارد و البته خشونت در زنان متاهل بسيار بيشتر از زنان مجرد است.

دومين شاخص از موانع بر سر راه توانمندسازي‌هاي عامليتي زنان، نگرش‌هاي جنسيتي در خود زنان است. نتايج اين شاخص نشان از اين امر دارد كه تفاوت معناداري بين زنان مجرد و متاهل در مورد نگرش‌هاي جنسيتي (كل) وجود ندارد. همچنين بيش از نيمي از عموم زنان، اعم از مجردين و متأهلين، واجد نگرش‌هاي جنسيتي متوسط مرتبط با نقش‌هايي كه در جامعه به آنها سپرده شده هستند.

توزيع چنين نگرش‌هايي بنابر سطوح سه‌گانه به لحاظ شدت برخورداري‌ها، حاكي از آن است كه 7/54 درصد زنان مجرد و 8/52 درصد متأهلين برخوردار از ميزان متوسطي از نگرش‌هاي جنسيتي مبني بر نقش زنان در محيط اجتماعي هستند. اين در حالي است كه 6/17درصد زنان مورد مطالعه داراي اشكال شديدتر نگرش‌هاي جنسي‌گرايانه مرتبط با حضور و جايگاه زنان در جامعه هستند.

در اين ميان متأهلين داراي چنين نگرشي، 6/16درصد از كل جامعه زنان متأهل را شامل مي‌شود. ضمن آنكه سهم مجردين در برخورداري از سطوح بالاي چنين نگرش‌هايي 6/19درصد كل جامعه زنان مجرد را در بر مي‌گيرد. از ديگر سو 29درصد كل زنان كمتر گرفتار چنين نگرش‌هايي هستند.لذا به شكلي عمومي، حداقل نگرش‌هاي مرتبط با نقش زنان در جامعه زنان به لحاظ جنسيتي در ميان تعداد كمتري از افراد گروه مورد مطالعه كه شامل 7/25درصد مجردين و 6/30درصد متأهلين است، ديده مي‌شود.

همچنين بررسي چنين نگرش‌هايي كه با ايفاي نقش زنان در محيط خانواده مرتبط است بيش از 40درصد زنان متأهل و بيش از 43درصد مجردين داراي نگرش‌هاي جنسيتي مبني بر نقش خود در خانواده هستند. 3/34درصد از كل زنان، برخوردار از بيشترين ميزان نگرش‌هاي جنسيتي مبني بر نقش زنان در خانواده هستند.

در شاخص توانمندي كل زنان، منطقه7 بهترين رتبه را در ميان مناطق بيست‌ودوگانه شهر تهران كسب كرده و به‌ترتيب مناطق 22، 6، 1 و 3 در رده‌هاي بعدي قرار مي‌گيرند و بالعكس منطقه 14 بدترين رتبه را به‌خود اختصاص داده است و مناطق 11، 12 و 21 نيز از نظر رده‌بندي وضعيت نامناسبي دارند.توانمندسازي زنان يك فرايند پيچيده و چند بعدي است كه در پي توزيع مجدد قدرت است و زناني كه از داشتن قدرت در ابعاد مختلف زندگي محروم يا محدود هستند، به‌واسطه اين فرايند پويا بدان دست خواهند يافت. اين محدوديت قدرت براي زنان ناشي از دو امر است كه يكي از آنها به شرايط ساختاري جامعه برمي‌گردد و در سطوح كلان و مياني قابليت بررسي دارد و ديگري كه سطح خرد را در بر مي‌گيرد، مربوط به‌خود زنان و نقش فاعليت و عامليتي است كه براي خود قائل هستند.
منبع:روزنامه همشهری

 آرشیو اخبار بازگشت
خدمات شورا
عضویت امور بانوان
گروههای کاری
آموزش و پژوهش
سازمانهای مرتبط
بخش های خبری اتاق
» اخبار داخلی
» اخبار خارجی
» مقاله
زنان کارآفرین
[آرشیو]

اخبار با فرمت

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران می باشد