بهره وری را دریابیم

کدام سرمایه خارجی؟ کدام ثبات؟

تاريخ 1395/11/24 ساعت 14:44

وزارت اقتصاد و دارایی آماری را از جذب سرمایه گذاری خارجی ارائه کرده است. براساس این آمار 11 میلیارد و 400 میلیون دلار سرمایه خارجی در 6 ماه در پسابرجام جذب شده است. براساس گزارش وزارت اقتصاد، جذب سرمایه خارجی ایران در سال 2015، 90 درصد رشد یافته و ایران در منطقه رتبه سوم را در جذب سرمایه خارجی کسب کرده است.

سعید لیلاز

در تحلیل آمارهای سرمایه گذاری خارجی  باید بین منابع فاینانس و سرمایه گذاری مستقیم خارجی تفاوت قائل شد. سوال مهم در تحلیل آمار ارائه شده توسط وزارت اقتصاد این است که آیا در این گزارش بین FDI و فاینانس تفاوت قائل شده اند یا خیر. این آمار آیا به این معنی است که بیش از 11 میلیارد دلار سرمایه گذاری مستقیم خارجی در ایران انجام شده است یا بخشی از این آمار ناشی از دست رسی به منابع فاینانس است؟ من مطمئن نیستم که آمار وزارت اقتصاد به طور خالص سرمایه گذاری مستقیم خارجی را در بگیرد. نکته مهم این است که باید در آمار ارائه شده به سوالات دیگری هم پاسخ داده می شد. از جمله اینکه چقدر از این سرمایه گذاری ها توافق نامه است؟ چقدر قرارداد است و چند قرارداد در حال اجرایی شدن است؟

اگر به صورت های مالی جذب سرمایه در سال 1394 نگاه می کنیم، نقطه ضعف اقتصاد ایران را به خوبی مشاهده می کنیم. بعد از یک دوره کوتاه افزایش محدود و نسبی سرمایه گذاری اعم از داخلی و خارجی در سال 93، در سال 94 تشکیل سرمایه به قیمت ثابت در ایران روند کاهشی را در پیش گرفته است. با وجود رشد قابل توجه اقتصاد ایران در سال های 93 و 95، در مجموع عملکرد مناسبی در زمینه سرمایه گذاری اعم از داخلی و خارجی نداشتیم.  شواهد نشان می دهد ممکن است تا پایان سال 1395 حجم تولید ناخالص داخلی ایران به رکورد سال 90برسد اما بعید است همین اتفاق خوب، در مورد سرمایه گذاری هم افتاده باشد. علائمی از اینکه سرمایه داخلی در ایران میل و انگیزه ای برای بازگشت به عرصه اقتصاد داشته باشد وجود ندارد و تا زمانی که سرمایه داخلی علاقه ای به حاضر شدن ندارد، بهتر است در مورد جذب سرمایه خارجی با احتیاط صحبت کرد. در کشورهایی مثل ایران، سرمایه خارجی زمانی آماده جذب و به کارگیری است که سرمایه داخلی پیش از آن به کار گرفته شده باشد اما ارقام و آمار در اقتصاد کشور این مسئله را نشان نمی دهد و حتی هنوز، هیچ اطلاعاتی از اینکه نرخ رشد سرمایه گذاری در ایران مثبت شده باشد در دست نیست چه برسد به اینکه به ارقام سال 1390 در این زمینه برسیم. بنابراین در مورد مفهوم سرمایه گذاری خارجی، باید به تفکیک سرمایه گذاری مستقیم خارجی و جذب منابع فاینانس توجه کرد. این دو مقوله متفاوت است و نکته دیگر اینکه باید درمورد سرمایه خارجی تا زمانی که سرمایه داخلی غایب است با احتیاط صحبت کرد و پرسید آیا واقعا رشد سرمایه گذاری خارجی آنقدر بوده است که بتواند نقیصه عدم حضور سرمایه داخلی را جبران کند؟

رشدی که در برنامه ششم توسعه برای اقتصاد کشور پیش بینی شده، رشد 8 درصد است که تحقق 2 درصد از آن با اتکای به سرمایه گذاری خارجی ممکن می شود. چنین برنامه ریزی در حالی انجام شده است که در هیچ دوره ای از تاریخ اقتصاد ایران، سرمایه گذاری خارجی بیش از 130 تا 140 میلیارد دلار انجام نشده است. اگر فرض کنیم که این عدد در سال 96 هم تکرار شود، یعنی دست کم به جذب 60 تا 70 میلیارد دلار سرمایه خارجی برای تحقق رشد مورد انتظار در برنامه ششم توسعه نیاز داریم. این در حالی است که براساس آمار وزارت دارایی جذب سرمایه خارجی در شش ماه 11 میلیارد دلار بوده است یعنی یک ششم عدد مورد انتظار. با توجه به این آمار و ارقام، من به اینکه بیش از 150 میلیارد دلار در اقتصاد ایران سرمایه خارجی جذب کنیم امیدوار نیستم. با توجه به این مسئله رشد 8 درصدی محقق نمی شود و رقم 200 میلیارد دلار سرمایه خارجی به عنوان رقم مقرر برای جذب سرمایه خارجی و تحقق رشد 8 درصدی جذب نخواهد شد. به نظر من متوسط رشد اقتصاد ایران طی برنامه ششم توسعه یا دوره 96 تا 1400، 6 درصد است. 

حال سوال اینجاست که برای آماده سازی جذب سرمایه خارجی یعنی به کارگیری سرمایه داخلی باید چه کرد؟ در وهله اول جذب سرمایه داخلی بیش از هرچیز به محیط کسب وکار وابسته است. فضای عمومی کسب و کار و فضای سیاسی و اجتماعی باید آماده جذب سرمایه داخلی باشد. تلاطمات و مخاصمات داخلی و بین المللی به شدت در فضای داخلی اقتصاد ایران از منظر جذب سرمایه داخلی اثرگذار است و می توان آن را اصلی ترین مانع جذب سرمایه دانست. از این منظر و در قرن 21، از نظر من تفکیک سرمایه داخلی و خارجی معنا و مفهومی پیدا  نمی کند و به نظر نمی رسد که چنین بخش بندی، دقیق و گویا باشد. بین سرمایه گذاری خارجی و داخلی تفاوت علمی و دقیقی وجود ندارد. حرکت و سیالیت سرمایه بسیار زیاد است بنابراین می توان از عنوان کلی عوامل عدم جذب سرمایه در تحلیل موانع استفاده کرد.

این موانع در وهله اول از  فضای عمومی کسب و کار  و عدم آمادگی آن به لحاظ سیاسی و اجتماعی نشات می گیرد و در وهله دوم، قوانین و مقرراتی را شامل می شود که به شدت دست و پاگیر است. با توجه به این موانع اطمینان لازم برای سرمایه گذاری که اطمینان صد در صد از ثبات آن وجود داشته باشد، فراهم نمی شود. تصمیم گیری ها در کشور ما از ثبات کافی برخوردار نیست. ما در کشوری زندگی می کنیم که هنوز در این باره که آیا رییس جمهور فعلی آن در انتخابات آینده نامزد می شود و صلاحیتش تایید می شود گمانه زنی هایی وجود دارد.  در این شرایط چطور انتظار دارید که سرمایه گذار قوانین کشور ما را با ثبات ببیند و برای شش ماه آینده در این کشور برنامه ای برای سرمایه گذاری تدوین کند. نکته دیگر اینکه آسیب های وارد شده به اقتصاد ایران در ده سال اخیر آنقدر زیاد است که مدت ها طول می کشد تا به محیط امن و مناسبی برای تشکیل سرمایه در اقتصاد کشورمان برسیم. تشکیل سرمایه در زمینه های ساختمان و ماشین آلات انجام می شود. این در حالی است که در ده سال گذشته بخش های ماشین آلات و ساختمان را تبدیل به گورستان کردیم در نتیجه سرمایه گذاری در این بخش ها بسیار سخت به نظر می رسد. فکر می کنم اگر در ایران بیش از سرمایه گذاری روی بهبود بهره وری تمرکز کنیم به منافع بیشتری می رسیم و البته تمرکز بر بهره وری هم نیازمند تغییرات بنادین در ساختارهای اجتماعی و اقتصادی ایران است.

منبع:هفته نامه صدا


[صفحه چاپ]


ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر