یادداشت کمال اطهاری، درباره بازتولید نیروی کار غیرماهر در اقتصاد

رقص کپرنشین‌ها بر خرابه‌های اقتصاد

تاريخ 1395/11/25 ساعت 15:01

سکونت‌های غیررسمی محل تجمع و تمرکز کم‌درآمدهاست؛ کسانی‌که کار ثابت و مهارت‌کافی برای کار ندارند؛ کسانی که از کلان شهرها و روستاها به این مراکز رانده شده‌اند. آمار اعلام‌شده توسط معاون توسعه روستایی و مناطق محروم معاون اول ریاست جمهوری نشان می‌دهد نزدیک به 33 هزار روستا و آبادی کشور تخلیه شده‌اند و در کل روستاهای کشور، حدود 39 هزار روستا بالای 20 خانوار و بقیه زیر 20 خانوار سکونت دارند. جامعه‌شناسان و اقتصاددان‌ها دو گروهی هستند که درباره جابه‌جایی جمعیت درحوزه تحولات اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی بح

کمال اطهاری

مهاجرت به عنوان یک پدیده اجتماعی موضوع بحث جامعه‌شناسان و جمعیت‌شناسان بوده و به صورت یک موضوع اقتصادی مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفته است. بررسی‌های اقتصاددانان نشان می‌دهد مهم‌ترین عامل تصمیم به مهاجرت موضوعات مالی و اقتصادی است که در اثر وجود اختلاف میان درآمد در مناطق روستایی و «درآمدهای انتظاری» در مناطق شهری است که در نهایت این انتظار برآورد نمی‌شود. مهاجرت از دیرباز به عنوان یک عامل مؤثر بر حجم نیروی کار، توزیع نیروی کار بر حسب مهارت، آموزش، تخصص و اشتغال، فرصت‌های شغلی، پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و تولید بوده است. این‌ها از اقتصاد دانش‌بنیان اطلاعی ندارند و سیاست‌های شهر و برنامه‌ها توسعه آموزش لازم را به این نیروهای درحاشسه و غیرماهر نمی‌دهد. این‌ها نیروی کاربر هستند درحالی‌که امروزه، اقتصاد بر مبنای سیستم دانش‌بر استوار است. مثلاً صادرات چین به آمریکا 400 میلیارد دلار در سال است که مورد انتقاد دونالد ترامپ هم بود؛ چین برای تولید کالای دانش‌بر سرمایه‌گذاری می‌کند. باید از وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی درباره این سیاست‌ها پرسید؛ سیاست‌ها این وزارت‌خانه دربرابر شرکت‌های دانش‌بر، بنیان‌کن است. دراین شرایط این وزارتخانه چگونه ادعا می‌کند که نیروی کار غیرماهر است؟

سیاست‌های غیرکارآمد شهری و اجتماعی در ایران، دربرابر بنگاه‌های اقتصادی و بازتولید نیروی کار غیرماهر به شکلی است که ورشکستگی و ناکارآمدی را بازتولید می‌کند. در کنار سیاست نادرست وزارت کار که گسیختگی تولید می‌کند، نظام دانش هم با دانش‌آموختگان مازاد، چنین عمل می‌کند. از نظام دانش انتظار نیست که دانشمند ماهر تولید کند، باید بتواند تکنسین کارآمد هم تولید کند؛ ولی این نظام دانش عقلانیتی را تولید نیروی کار ندارد. از طرف دیگر، سطح دسترسی حاشیه‌نشینی به آموزش بسیار پایین است. برنامه راهبردی، برای حاشیه‌نشین‌ها در سیاست‌های شهری و برنامه‌های توسعه مغفول است.

نتیجه سیاست اقتصادی و اجتماعی غیر خردورزانه نیروی کار غیرماهر است. این برنامه‌ها گاه در تناقض باهمدیگر هستند. به دلیل نبود انطباق این برنامه‌ها، هدر رفتگی نیروی کار داریم. باید بتوانیم با استراتژی منسجم و آموزش مهارت لازم و سیاست‌های اقتصادی اجتماعی درست، نیرو حاشیه‌نشین را برای اقتصاد کارآمد آماده کنیم. برای کاهش حاشیه‌نشینی، در فرانسه 1.7 درصد تولید ناخالص ملی به بخش مسکن یارانه داده می‌شود. با این یارانه، 6 میلیون خانوار، پوشش سکونتی با اجاره پایین تا وام صفردرصد برای خرید مسکن داده می‌شود. در ایران در دولت قبل، 4 درصد تولید ناخالص ملی به بخش مسکن یارانه داده شد که حدود 300- 400 هزار نفر توانستند از طرح مسکن استفاده کنند. هدر رفتن این منابع را ببینید! من معتقد هستم که نیروی کار در میان سیاست‌های نادرست گرفتارند و برنامه‌های وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سیاست‌های شهری و سیاست‌های وزارت راه، مسکن و شهرسازی دربرابر حاشیه‌نشی‌ها و نیروی کار کم‌درآمد و در نتیجه غیرماهر، ناکارآمد است.

 منبع:آینده نگر


[صفحه چاپ]


ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر