«تردید» بزرگ‏ترین چالش پیش‌روی زنان برای رسیدن به رهبری کسب‌وکار است

کسب‏وکاری از آن خود

تاريخ 1399/09/08 ساعت 13:27

لی ویکری، موسس Queso Mama که محصولاتش در فروشگاه‌های کاسکو در 13 ایالت مختلف آمریکا به فروش می‌رسند گفت: «اینکه خودم را در هر زمینه‌ای متخصص بنامم هرگز به ذهنم هم خطور نکرده بود! فقط به پسرانم پیام دادم و از آنها پرسیدم به نظرشان من در چه چیزی تخصص دارم. هردوی آنها بلافاصله جواب دادند: «غذا»

آينده نگر

جایگاه زنان مدیر، زنان صاحب کسب‌وکار و به صورت کلی‌تر زنان در عرصه فعالیت‌های اقتصادی دچار پیچیدگی‌هایی است با ریشه‌ها و دلایل بسیار. ویرجینیا وولف، نویسنده سرشناس انگلیسی در کتاب «اتاقی از آن خود» به گمنامیزنان،تاریخادبیاتزنان، وتأثیرسبکوارزش‌هایمردانهدرنوشته‌هایزنان می‌پردازد، زنانی که در قالب‌های از پیش ساخته زندگی سنتی، به ندرت حتی مالک فضای کوچکی برای خود بودند تا بتوانند دست به کار فهم و نمایش استعدادهایشان شوند. همین موضوع را می‌توان در حوزه‌های مختلف جست‌وجو کرد از علم گرفته تا تجارت. تانیا دالتون، یک زن کارآفرین و موسس و مدیرعامل شرکت inkWELL Press Productivity Co در یادداشتی که در مجله کارآفرین به چاپ رسیده، از «تردید» به عنوان اصلی‌ترین عاملی نام می‌برد که مانع ورود زنان به جایگاه رهبری و مدیریت می‌شود و یا به آنها اجازه نمی‌دهد تمام استعداد خود را در آن هویدا کنند. این مقاله به ریشه‌های این تردید نپرداخته است اما تاثیر عملی آن را در دنیای تجارت و نسبت زنان با آن نشان می‌دهد. «آیا در صنعت حوزه فعالیت خودتان پیش آمده که در متخصص نامیدن خودتان مردد شوید؟ صدها پاسخ از زنان نخبه دریافت کردم و نتیجه به صورت هشداردهنده‌ای شبیه هم بود.» او با زنان کارآفرین بسیاری گفت‌وگو و مکاتبه کرده و حالا که خود رهبری یک شرکت مشاوره کسب‌وکار را بر عهده دارد به خوبی می‌تواند خلاصه‌ای از آنچه را که برای رها شدن از تردید لازم است بیان کند. ترجمه این مقاله را در این بخش می‌خوانید.

حالا که 10 سال است کسب‌وکار خودم را دارم و پس از اینکه راهنمای صدها زن صاحب کسب‌وکار بودم، به این نتیجه رسیده‌ام که بزرگ‏ترین چالش مشترکی که وقتی مسئله رهبری در میان باشد ما زنان کارآفرین با آن روبه‌رو می‌شویم، تردید است. تردید در برداشتن گام بلندتر، تردید در علنی سخن گفتن، تردید در به جای گذاشتن اثری از خود در این دنیا.

من هم با چسباندن عنوان «کارآفرین تصادفی» به خودم، سال‌ها گرفتار تله تردید بودم. هر وقت از من در مورد این می‌پرسیدند که چطور در این مدت کوتاه کسب‌وکارم را به این سرعت توسعه دادم، جواب‌های کلی و نامفهومی با مضمون «یک جورهایی خودش پیش آمد» می‌دادم. آنچه من به کمک یک مربی به آن رسیدم این بود که تا چه اندازه خودم را کمتر از آنچه بودم معرفی می‌کردم. سفر من به سوی کارآفرینی چیزی نبود که خودش پیش بیاید، من بودم که آن را رقم زدم. کنجکاوی و انگیزه من بود که سبب شد در طول این سال‌ها، از کار جزئی مد و لباس در کنار کارهای دیگرم به مرحله کلی‏فروشی لوازم‌التحریر دست‌ساز و بعد شرکت طراحی وب‌سایت برسم و همه اینها مثل خرده‌نان‌هایی بودند که من را در مسیر رسیدن به کارآفرینی که امروزه هستم به حرکت درآوردند.

پس چرا این همه وقت از اینکه خودم را کارآفرین بنامم درمی‌رفتم؟ شاید به این خاطر بود که من مدرک دانشگاهی کسب‌وکار نداشتم و قطار عناوینی که نشان دهد من متخصص هستم به دنبال اسمم نچسبیده بود. این زندگی کارآفرینانه، مسیری نبود که فکر کنم برای من مقرر شده باشد، پس چرا به نظرم می‌رسید که می‌دانم دارم چه می‌کنم؟ من کی بودم که بخواهم کسب و کاری را پرورش دهم؟

 

آیا زن‌ها با اینکه خودشان را متخصص بنامند مشکل دارند

من تئوری‌ام را به آزمون گذاشتم؛ فراخوانی خطاب به زنان صاحب کسب‌وکار در سراسر کشور (آمریکا) فرستادم. در میان مجموعه سوال‌هایم از آنها پرسیدم «آیا در صنعت حوزه فعالیت خودتان پیش آمده که در متخصص نامیدن خودتان مردد شوید؟» صدها پاسخ از زنان نخبه دریافت کردم و نتیجه به صورت هشداردهنده‌ای شبیه هم بود.

لی ویکری، موسس Queso Mama که محصولاتش در فروشگاه‌های کاسکو در 13 ایالت مختلف آمریکا به فروش می‌رسند گفت: «اینکه خودم را در هر زمینه‌ای متخصص بنامم هرگز به ذهنم هم خطور نکرده بود! فقط به پسرانم پیام دادم و از آنها پرسیدم به نظرشان من در چه چیزی تخصص دارم. هردوی آنها بلافاصله جواب دادند: «غذا». پس حالا که این‌طور شد بگذارید بگویم: من متخصص این هستم که بدانم یک راه برای یافتن زمینه مشترک میان مردم تهیه و به اشتراک گذاشتن غذای خوب است.»

هلن هال، موسس Blender Bombs تنها سه سال است که تجارتش را راه انداخته و همین حالا محصولاتش در فروشگاه‌های هول سیلز در سراسر کشور فروخته می‌شوند. او جواب داد: «بدون شک! فکر کردن به اینکه خودمم را متخصص بنامم هم باعث می‌شود بدنم منقبض شود. چون هیچ کاری نیست که من در آن «متخصص» باشم. من فارغ از اینکه حوزه کار چه باشد، همواره در حال آموختن هستم.»

ویولت دوآیالا، موسس FemCity یک شبکه اجتماعی تنها مختص اعضا با گردهمایی‌های آنلاین و محلی برای شروع به کار زنان و توسعه کسب‌وکار می‌گوید: «بله! چند سال پس از تاسیس FemCity، یکی از دوستان عزیزم که یک روزنامه‌نگار حرفه‌ای است داشت بر روی زندگی‌نامه من برای وبسایت شرکت کار می‌کرد ودر آنجا من را متخصص حوزه کسب‌وکارهای خرد خطاب کرد. وقتی متنش را خواندم خندیدم و گفتم: «من متخصص کسب‌وکارهای خرد نیستم!» گاهی لازم داریم دیگران چیزی را در ما ببینند که خودمان در موردش تردید داریم.»

جمله آخر دوآیالا با من مانده است چرا که بسیار من را یاد تجربه خودم می‌اندازد: «گاهی لازم داریم دیگران چیزی را در ما ببینند که خودمان در موردش تردید داریم.» درست مثل او، یک نفر هم باید توانایی‌هایم به عنوان یک متخصص را نشانم می‌داد، زمانی که حتی درکی از موقعیت خودم نداشتم.

 

با اعتمادبه‏نفس قدم پیش بگذارید

مطالعات نشان داده‌اند که اغلب زنان تا زمانی که 100 درصد قابلیت‌های لازم را نداشته باشند برای یک درخواست فرصت شغلی اقدام نمی‌کنند. آنها حس می‌کنند که باید تمامی گزینه‌های مورد نیاز را داشته باشند تا بتوانند رزومه کاری‌شان را بفرستند. از سوی دیگر، مردها حتی اگر 60 درصد شرایط را هم داشته باشند برای گرفتن آن موقعیت شغلی اقدام می‌کنند.

به نظر می‌رسد شمار بسیاری از زنان، حتی وقتی شایسته‌تر از میزان مورد نیاز هستند، برای اینکه خودشان را متخصص یک حوزه معرفی کنند دچار چالش می‌شوند. در مقابل مردان توانایی‌ها و عملکرد خودشان را دست بالاتر از آنچه هست می‌گیرند و زنان هردو مورد را دست‌کم می‌گیرند حتی اگر نحوه عملکردشان با مردان به لحاظ کیفیت تفاوتی نداشته باشد.

برای زنان کارآفرینی که همین حالا این مطلب را می‌خوانند باید بگویم، دفعه بعد که در مورد رسیدن به مقام رهبری نامطمئن هستید، می‌خواهم که به این سندرم تردید فکر کنید؛ این سندرم به احتمال زیاد همان چیزی است که شما را عقب نگه می‌دارد. چند کاری که می‌توانید فعالانه انجام دهید تا از شر تردید خلاص شوید اینها است:

  1. همان‌طور که در ابتدای مقاله اشاره کردم، من توانستم اصطلاح «کارآفرین اتفاقی» را به هنگام توصیف خودم کنار بگذارم و این کار را به کمک به رسمیت شناختن تمامی دستاوردها و قدم‌هایی که برداشته بودم تا به جایگاه امروز برسم، انجام دادم. این تمرین نه‏تنها به من اعتمادبه‏نفس داد و باعث شد بفهمم که متخصص هستم، بلکه من را با این واقعیت آشنا کرد که صاحب کسب‌وکار بودن من اتفاقی نیست.
  2. با یک مربی کسب‌وکار کار کنید: همان‌طور که دوآیالا گفت: «گاهی لازم داریم دیگران چیزی را در ما ببینند که خودمان در موردش تردید داریم.» استخدام یک مربی کسب‌وکار در این مورد برای من معجزه کرد. هر وقت که مردد می‌شوم و یا روز بدی دارم، مربی من به عنوان حامی حضور دارد تا مطمئن شود که جایی که لازم است قدرتم را حفظ می‌کنم. اگر تازه کارتان را شروع کرده‌اید و از پس استخدام مربی کسب‌وکار برنمی‌آیید، آنچه واقعا لازم دارید یک دوست خیلی خوب است که به شما ایمان دارد و می‌تواند کمک کند که خودتان (و دستاوردهایتان) را به صورت عینی ببینید.
  3. شروع به پرسیدن کنید: از خودتان بپریسد که چه چیز شما را عقب نگه داشته است. شاید ترسِ از دست دادن یک شغل شرکتی قابل اتکا یا ترس از شکست. هروقت فکر کردید که ایده‌ای دارید، این سوال را دوباره بپرسید: «چرا؟» به ندرت پیش می‌آید که اولین پاسخ، پاسخ کامل باشد. کمی عمیق‌تر شوید و به ریشه برسید تا از محرک‌هایتان باخبر شوید.
  4. در هر حال آن قدم را بردارید: هرچند تمامی زنان صاحب کسب‌وکار که به سوالات من جواب دادند، به تردید اعتراف کردند اما حتی یک نفرشان هم نبود که از برداشتن آن گام پشیمان شده باشد. در واقع خود آنها سند این هستند که با استحکام و پشتکار درست، شما هم می‌توانید به موفقیت برسید.

حالا بیشتر از همیشه زمان برخاستن است. زمان به رسمیت شناختن ارزش و قابلیت‌هایی که می‌توانید با خود به میدان آورید. دنیا نمونه‌های بیشتری از زنانی می‌خواهد که آماده‌اند دل به دریا بزنند و مسئولیت بر عهده بگیرند و این موضوع همین حالا و با شما شروع می‌شود. تردید را رها کنیدتا بتوانید با اعتمادبه‏نفس رهبری را در اختیار بگیرید و آن تاثیری را که اشتیاقش را دارید بر جای بگذارید.


 عضو کانال اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران در تلگرام شوید

[صفحه چاپ]


ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر