ناسو سینیر طی یک دهه هردو نظر را ارائه داد

مشکل از فقر است یا فقرا؟

تاريخ 1399/04/02 ساعت 11:32

پیش از 1830، سینیر به لحاظ سیاسی فردی محافظه‌کار تلقی می‌شد و دو اثر به اسم‌های «درس‌گفتار مقدماتی درباره اقتصاد سیاسی» و «دو درس‌گفتار درباره جمعیت» را به ترتیب در سال‌های 1826 و 1828 منتشر کرد. سینیر در این آثارش نوعی مثبت‌اندیشی و خوش‌بینی را درباره آینده طبقه کارگر بیان می‌کرد.

آینده نگر

 ناسو ویلیام سینیر، مانند بنتام و سای، چهره‌ای برجسته از نسل پیشین اقتصاد نئوکلاسیک مدرن به حساب می‌آمد. او هم مانند سای ایده‌هایی مشخص را بادقت از بین گزینه‌های اقتصاددان‌های کلاسیک پیشین انتخاب می‌کرد، بعضی از آن‌ها را اصلاح و ایده‌هایی از خودش به آن‌ها اضافه می‌کرد تا در نهایت به یک توضیح نظری سازگار از وضعیت موجود در سرمایه‌داری قرن نوزدهم برسد. ایده‌های او درباره روش صحیح نظریه اقتصادی، جایگاه مطلوبیت در توضیح ارزش، و توضیح اخلاقی و عقلی سود و رانت سازنده مهم‌ترین عرصه‌هایی بود که بعدتر سنت نئوکلاسیک را تحت تاثیر قرار داد.

سینیر یک وکیل بود و به همین واسطه علاقه خاصی به مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پیدا کرد. او در محافل سیاسی مختلف مانند حزب ویگ دوستان و نزدیکان زیادی داشت. در سال 1825 به سمت ریاست دپارتمان اقتصاد سیاسی در دانشگاه آکسفورد منصوب شد. مشکلات اجتماعی و اقتصادی که او را بیش از هر چیز دیگری به خود جلب می‌کردند، وضعیت کلی طبقه کارگر و عوامل و عواقب فقر بودند. ایده‌های سینیر درباره طبقه کارگر و فقر طی دهه 1830 میلادی تغییراتی شدید کردند و پس از این دهه او ایده‌هایی ارائه کرد که بیشترین تاثیر سیاسی و فکری را در انگلستان ایجاد کرد.

پیش از 1830، سینیر به لحاظ سیاسی فردی محافظه‌کار تلقی می‌شد و دو اثر به اسم‌های «درس‌گفتار مقدماتی درباره اقتصاد سیاسی» و «دو درس‌گفتار درباره جمعیت» را به ترتیب در سال‌های 1826 و 1828 منتشر کرد. سینیر در این آثارش نوعی مثبت‌اندیشی و خوش‌بینی را درباره آینده طبقه کارگر بیان می‌کرد. او باور نداشت که نظریه جمعیت مالتوس بتواند به شکلی مشخص منجر به این نتیجه شود که کارگران همیشه در قشر پایینی جامعه قرار بگیرند. او بر عکس، باور داشت که با افزایش بهره‌وری، می‌تواند همراه خود بهبود هویت اخلاقی کارگران را هم آورده و در نهایت استاندارد زندگی بسیاری از کارگران را ارتقا بخشد. او به شکلی فعالانه از تلاش‌هایی حمایت می‌کرد که به نظرش منجر به ارتقای وضعیت فکری و اخلاقی فقرا می‌شد و آموزش اخلاقی را بهترین امید برای زدودن فقر می‌دانست. با این‌حال دیدگاه‌های او در سال 1830 تغییر کردند.

تغییرات اساسی اقتصادی

انگلستان بین سال‌های 1829 و 1842 مشکلات زیادی را از حیث نیروی کار تجربه کرد. صنعتی‌سازی باعث شده‌بود که طبقه کارگر انگلیس تقریبا به سطحی غیرانسانی تقلیل داده‌شود و سطح استثمار