هم می‌توان جان مردم را نجات داد، هم جلوی رکود اقتصادی را گرفت

راه‌حل اقتصاددان نوبلیست برای عبور از کرونا

تاريخ 1399/04/07 ساعت 10:35

این روزها پال رومر، اقتصاددان دانشگاه نیویورک و برنده جایزه نوبل اقتصاد سال ۲۰۱۸ خشمگین به نظر می‌رسد. «انگار این روزها ما بین دو بیچارگی گیرکرده‌ایم: یا باید اقتصاد را کشت یا مردم را. همه دوست دارند درمانده به نظر برسند.» او می‌گوید راه سومی هم وجود دارد: «یک استراتژی نسبتاً ساده که هم ویروس را مهار می‌کند و هم اجازه می‌دهد که اقتصاد احیا شود.»

آینده نگر/ ترجمه: کاوه شجاعی/ منبع: MIT Technology Review

در اواخر مارس، دونالد ترامپ هشدار داد که نباید گذاشت «درمان بدتر از خود بیماری بشود» و پیشنهاد داد که حدود دو هفته بعد اقتصاد کشور به حالت نرمال برگردد. کیسی مولیگان، اقتصاددان دانشگاه شیکاگو و عضو سابق شورای مشاوران اقتصاد رئیس‌جمهور همان زمان هشدار داد که «برآورد خوش‌بینانه از میزان هزینه‌ای که تعطیلی کسب‌وکارهای غیرضروری تا ماه ژوئن روی دست اقتصاد آمریکا می‌گذارد تقریباً ۱۰ هزار دلار به ازای هر خانواده است.» او به نیویورک‌تایمز گفت که تعطیل کردن فعالیت‌های اقتصادی باهدف کند کردن ویروس بیشتر از هیچ‌کاری علیه ویروس انجام ندادن خسارت‌بار است.

درنهایت کاخ سفید مدل‌هایی را منتشر کرد که نشان می‌دادند اگر در برابر ویروس کاری انجام نمی‌شد تا ۲.۲ میلیون آمریکایی کشته می‌شدند و این با برآورد محققان مستقل همسویی داشت. ترامپ بعد از انتشار این مدل‌ها از درخواست‌های قبلی‌اش برای بازگشایی سریع اقتصاد دست برداشت گفت که طرح فاصله‌گذاری اجتماعی تا پایان آوریل هم ادامه خواهد داشت. اما او از ایده اصلی خود کوتاه نیامد: یا باید اقتصاد را حفظ کرد یا جان مردم را.

اما تحقیقات چیز دیگری می‌گویند و نشان می‌دهند که این دوگانه‌سازی میان نجات جان افراد یا اقتصاد دوگانه‌سازی اشتباهی است. بهترین راه برای محدود کردن ضربه اقتصادی کرونا نجات جان بیشترین تعداد شهروندان است. چطور؟

 

رکودی

یکی از دشواری‌های سیاست‌گذاری در ماه‌های اخیر این است که وضعیت کنونی برای همه افراد تازه است. کسی را نداریم که چنین چیزی را تجربه کرده باشد. دیوید اوتور، اقتصاددان در حوزه کار در دانشگاه MIT می‌گوید: «ما نمی‌توانیم بفهمیم که دنیا چطور دارد تغییر می‌کند. چون آنچه امروز رخ می‌دهد شبیه هیچ چیز دیگری نیست که طی ۱۰۰ سال اخیر رخ داده باشد.» قبلاً وقتی بازارها دچار کسادی می‌شدند یا کل اقتصاد وارد رکود می‌شد راه اقتصادی همیشه معلوم بود: باید دولت طوری به اقتصاد کمک مالی می‌کرد که تقاضا برای نیروی کار به وجود بیاید. با تزریق بسته‌های مالی به اقتصاد، کارگران سر کار برمی‌گشتند و اقتصاد جان می‌گرفت. اما در وضعیت کنونی ما عامدانه فعالیت‌های اقتصادی را تعطیل می‌کنیم و به مردم می‌گوییم که در خانه بمانند. اتور می‌گوید: «ماجرا فقط میزان عمق این رکود نیست. این رکود به لحاظ کیفیت با بقیه رکودها متفاوت است.»

یکی از بزرگ‌ترین ترس‌ها این است که آنهایی که اصولاً کمتر از بقیه می‌توانند رکود را تحمل کنند از بحران کنونی بیشترین ضربه را خورده‌اند: کارگرانی که با حقوق پایین در بخش‌های خدماتی مثل رستوران‌ها و هتل‌ها کار می‌کردند یا افرادی که در بخش‌های آنلاین اقتصاد کارهای قراردادی انجام می‌دادند. طی دو دهه گذشته کارکنان در بخش خدمات به بخش بزرگی از نیروی کار تبدیل شده‌اند چون مشاغل میان‌رده اداری یا شغل‌های کارخانه‌ای که قبلاً مناسب افراد بدون مدرک دانشگاهی بود روزبه‌روز کمتر شده‌اند. کرونا دقیقاً به این افراد که در بخش خدمات مشغول به کارند، حقوق پایینی می‌گیرند و بیمه هم نیستند ضربه سنگینی وارد کرده است.

اوتور معتقد است «در یک روز خوب آنها آسیب‌پذیرند و در روز بد آنها بیشتر آسیب‌پذیرند. حالا روز خیلی بدی به‌حساب می‌آید.»

 

مرگ از ناامیدی

کنگره اواخر مارس بسته کمک ۲ تریلیون دلاری به اقتصاد را تصویب کرد که قرار بود به کارگران و کسب‌وکارهای ضربه‌خورده قدرت عبور از دوران تعطیلی را بدهد. یک هدف دیگر این بسته کمک به جان گرفتن اقتصاد بعد از به پایان رسیدن کرونا بود. هر فرد بالغ با درآمد سالانه زیر ۷۵ هزار دلار کمک ۱۲۰۰ دلاری دریافت می‌کند و برای اولین بار افرادی که در بخش آنلاین به صورت قراردادی مشغول به کارند و افراد دارای شغل آزاد هم مزایای بیکاری دریافت خواهند کرد. صدها میلیارد دلار نیز روانه کسب‌وکارها می‌شود تا ورشکست نشوند.

اما بدون شک این کافی نیست به‌خصوص در بخش‌هایی که بیشترین صدمه را دیده‌اند. مارک مورو یکی از نویسندگان گزارش اخیر موسسه بروکینز در مورد بحران در آمریکا می‌گوید: «اوضاع شهرهای توریستی مثل لاس‌وگاس و اورلاندو که اقتصادشان کلاً مربوط به صنایع هتل‌داری، رستوران و سرگرمی بوده سخت‌تر از بقیه است. اما هر منطقه‌ای که بخش مهم اقتصادش مبتنی بر خدمات بوده آسیب‌پذیر است. نکته اینجاست که تعداد زیادی از مناطق مشابه هنوز نتوانسته‌اند از بحران مالی سال ۲۰۰۸ سر بلند کنند.»

آن دسته از کسانی که مشاغل کم‌درآمدشان در بخش خدمات را از دست می‌دهند همین حالا هم آمار مرگ‌ومیرشان به‌شدت بالاتر از بقیه است. به همین خاطر اقتصاددانان نام «مرگ از ناامیدی» را به شرایط آنها داده‌اند که علت عمده‌اش الکلیسم، اعتیاد به مواد مخدر و خودکشی است. ضربه مهلک کرونا به این افراد می‌تواند اوضاع را بسیار بدتر از قبل کند.

 

هر زندگی چند دلار می‌ارزد؟

بااین‌حال تعطیلی اقتصاد تنها راه‌حل واقعی پیش‌روی ماست چراکه اگر کرونا را کنترل نکنیم نتیجه‌اش بر فعالیت‌های اقتصادی بسیار ویرانگرتر خواهد بود. اگر ده‌ها میلیون نفر از افراد بیمار شوند و میلیون‌ها نفر بمیرند اقتصاد صدمه‌ای جدی خواهد دید. این صدمه فقط به خاطر از بین رفتن نیروی کار نیست. ترس فراگیر مردم برای اقتصاد مثل سم است: مشتریان به رستوران‌ها برنمی‌گردند، بلیت هواپیما رزرو نمی‌کنند و اصولاً هیچ‌وقت و پولی را در فعالیت‌هایی صرف نمی‌کنند که ریسک بیماری را بالا ببرد. در یک نظرسنجی دانشکده کسب‌وکار دانشگاه شیکاگو از اقتصاددانان برجسته ۸۸ درصد آنها عقیده داشتند که هرگونه واکنش دولت به بحران باید یک رکود بسیار بزرگ فعالیت‌های اقتصادی را در نظر داشته باشد و بتواند آن را طاقت بیاورد. ۸۰ درصد این اقتصاددانان بر این باور بودند که «توقف زودهنگام قرنطینه سخت‌گیرانه» باعث صدمات حتی بزرگ‌تر اقتصاد می‌شود.

در این میان هر سیاستی که آمار مرگ‌ومیر براثر کرونا را پایین بیاورد مزایای بزرگ اقتصادی خواهد داشت. مایکل گرینستون، استاد اقتصاد دانشگاه شیکاگو به کمک مدل بیماری‌های واگیردار امپریال کالج لندن برآورد کرده که حتی یک طرح ملایم فاصله‌گذاری اجتماعی بین اول مارس تا اول اکتبر (حدوداً اسفند تا مهر) می‌تواند جان ۱.۷ میلیون نفر را نجات دهد. جلوگیری از این مرگ‌ها به لحاظ اقتصادی حدود ۸ تریلیون دلار می‌ارزد و این حدود یک‌سوم تولید ناخالص داخلی (GDP) آمریکاست. این ارزش‌گذاری مالی روی جان افراد بر اساس فرمول پذیرفته‌شده «ارزش یک زندگی آماری» به‌دست‌آمده است. طبق بررسی گرینستون حتی اگر واگیر کرونا سبک‌تر از چیزی باشد که پیش‌بینی‌شده، فاصله‌گذاری اجتماعی همچنان ۳.۶ تریلیون دلار ارزش خواهد داشت.

 

درس‌های ۱۹۱۸

امیل ورنر، اقتصاددان در دانشکده مدیریت MIT می‌گوید: «اینجا مسئله انتخاب ساده بین تعطیل کردن و تعطیل نکردن اقتصاد نیست. ما دو انتخاب داریم: دولت دخالت کند و اقتصاد را تعطیل کند (که در این صورت اوضاع اقتصاد خیلی بد می‌شود و در آینده بهتر خواهد شد) یا اینکه دولت هیچ کاری نکند و بیماری از کنترل خارج شود و اقتصاد را واقعاً به نابودی بکشاند.»

ورنر اخیراً مدارک مربوط به فاجعه واگیر آنفلوآنزای سال ۱۹۱۸ را بررسی کرده و مقاله‌ای درباره‌اش نوشته است. او و همکارانش متوجه شده‌اند که بیماری فراگیر سال ۱۹۱۸ باعث کاهش ۱۸ درصدی تولیدات کارخانه‌های آمریکایی شد، اما شهرهایی که زودتر و طولانی‌تر محدودیت‌هایی را اعمال کردند در سال بعد از بحران نتایج اقتصادی بهتری داشتند.

ورنر به سرنوشت به‌خصوص دو شهر اشاره می‌کند: کلیولند و فیلادلفیا. کلیولند به صورت تهاجمی با بیماری برخورد کرد: مدارس تعطیل شدند و در همان روزهای اولیه شیوع آنفلوآنزا گردهمایی‌ها را ممنوع کرد. ممنوعیت‌ها در کلیوند طولانی‌تر از بقیه نقاط کشور ادامه پیدا کرد. در عوض فیلادلفیا کندتر واکنش نشان داد و محدودیت‌ها تقریباً نصف کلیولند طول کشید. نه‌فقط افراد کمتری در کلیولند مردند (۶۰۰ نفر به ازای در هر ۱۰۰ هزار نفر در مقایسه با ۹۰۰ نفر به ازای هر صدهزار نفر در فیلادلفیا)، که اوضاع اقتصاد کلیولند هم در سال بعد از بحران بسیار قوی‌تر از فیلادلفیا بود. در ۱۹۱۹ میزان رشد اشتغال‌زایی در کلیولند ۵ درصد بود و در فیلادلفیا حدود ۲ درصد.

اقتصاد امروز با اقتصاد صدسال پیش به‌شدت تفاوت دارد و بیشتر معطوف به خدمات است تا تولید. بااین‌حال داستان این دو شهر می‌تواند به ما نشان دهد که به کدام سمت می‌توانیم برویم. ورنر می‌گوید حتی تفسیر محافظه‌کارانه‌ای از آمار سال‌ها ۱۹۱۸ و ۱۹۱۹ نشان می‌دهد که «نمی‌شود گفت دخالت دولت و تعطیلی‌ها به ضرر اقتصاد بوده است و به‌احتمال‌زیاد این دخالت حتی سودی چشمگیر برای اقتصاد داشته است. بیماری‌های فراگیر آن‌چنان ویرانگرند که نهایتاً هر سیاستی که آنها را ملایم‌تر کند به نفع اقتصاد عمل می‌کند.»

پس «درمان بدتر از خود بیماری» نیست. اما هرروزی که فعالیت‌های معمول اقتصادی تعطیل می‌شود گروه عظیمی از آمریکایی‌ها درآمدی ندارند. حقوق ماهانه عده زیادی از آنها فقط دوام هزینه‌های همان ماه را می‌آورد. درواقع تعداد زیادی از آنها همین حالا هم در برابر «بیماری ناامیدی» سر خم کرده‌اند. خانواده‌های بیشتری تحت استرس از هم خواهند پاشید. شهرهایی که بیشتر از بقیه ضربه خورده‌اند به نظر رهاشده خواهند رسید. و سیاستمداران هرروز بیشتر و بیشتر زیر فشار قرار می‌گیرند که باید اقتصاد را از تعطیلی دربیاورند.

اما گروهی از اقتصاددانان برجسته و متخصصان حوزه خدمات درمانی می‌گویند راهی وجود دارد که آمریکا هم سریع‌تر اقتصادش را روشن کند و هم امنیت عمومی حفظ شود.

 

راه‌حل یک نوبلیست اقتصاد

این روزها پال رومر، اقتصاددان دانشگاه نیویورک و برنده جایزه نوبل اقتصاد سال ۲۰۱۸ خشمگین به نظر می‌رسد. «انگار این روزها ما بین دو بیچارگی گیرکرده‌ایم: یا باید اقتصاد را کشت یا مردم را. همه دوست دارند درمانده به نظر برسند.» او می‌گوید راه سومی هم وجود دارد: «یک استراتژی نسبتاً ساده که هم ویروس را مهار می‌کند و هم اجازه می‌دهد که اقتصاد احیا شود.»

رومر می‌گوید کلید ماجرا این است که به‌طور مکرر افراد بدون نشانه ابتلا به بیماری را تست کنید تا هر کس که مبتلا شده را شناسایی کنید. (افراد با نشانه بیماری باید مبتلا به کرونا تلقی شوند و روند قرنطینه و مداوای آنها آغاز شود.) آن‌هایی که نتیجه آزمایششان مثبت بوده باید خود را قرنطینه کنند و آنهایی که آزمایششان منفی بوده می‌توانند سر کار برگردند، سفر کنند و در رستوران و کافه وقت بگذرانند. اما آنها باید مثلاً هر دو هفته تست بدهند. اگر تست شما منفی است به شما کارتی داده می‌شود که به کمکش می‌توانید سوار هواپیما شوید یا آزادانه به رستوران بروید.

این شکل آزمایش می‌تواند داوطلبانه باشد. رومر اذعان می‌کند که گروهی از مبتلاها ممکن است در برابر منزوی شدن مقاومت کنند اما «اکثر مردم می‌خواهند کار درست را انجام دهند و همین برای توقف گسترش ویروس کافی است.»

رومر به تست‌های جدید و سریع‌تر کرونا امیدوار است که یکی توسط شرکت Cepheid در سیلیکون ولی ابداع‌شده و دیگری محصول غول دارویی Roche است. هرکدام از دستگاه‌های جدید این شرکت می‌تواند روزی ۴۲۰۰ آزمایش انجام دهند. اگر ۵ هزار دستگاه بسازیم آن‌وقت می‌توانیم روزی ۲۰ میلیون نفر را آزمایش کنیم. رومز می‌گوید: «این در محدوده توانایی ماست. ما فقط باید چند فلز را خم کنیم و چند دستگاه بسازیم.» اگر بتوانید افراد مبتلا به ویروس را شناسایی و آنها را ایزوله کنیم باقی جامعه می‌توانند سر کار برگردند.

درواقع در نظرسنجی اوایل آوریل دانشکده کسب‌وکار دانشگاه شیکاگو ۹۳ درصد اقتصاددانان موافق بودند که «افزایش شدید ظرفیت تست کرونا پیش‌شرط بازگشایی اقتصاد است.»

 

تعطیلی راه‌حل نیست

اسکات گاتلیب، رئیس سابق سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) در تحلیلی با عنوان «واکنش ملی به کرونا: نقشه راهی برای بازگشایی اقتصاد» پیشنهاد داد به‌جای تعطیلی کل اقتصاد باید تعداد آزمایش‌های کرونا افزایش یابد و بعد افراد مبتلا قرنطینه شوند. ایزکیل امانوئل، رئیس دپارتمان سیاست‌های درمانی و اخلاق پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا هم نگاهی مشابه دارد و در نیویورک‌تایمز مقاله‌ای با عنوان «ما می‌توانیم اقتصاد را در ماه ژوئن بدون خطر بازگشایی کنیم» نوشته است. متخصصان پزشکی دانشگاه هاروارد هم در مقاله «نقشه‌ای برای بازگرداندن آمریکایی‌ها به کار» در مجله هاروارد بیزینس ریویو تقریباً همین راهکار را مطرح کرده‌اند.

ممکن است این طرح‌ها در جزئیات تفاوت‌هایی داشته باشند اما همه حول این ایده بنا شده‌اند که ما قبل از بازگشایی اقتصاد به آزمایش‌های گسترده نیاز داریم تا معلوم شود چه کسی بیمار است و چه کسی نیست.

اما هنوز معلوم نیست که آیا به‌زودی شاهد آغاز طرح آزمایش‌های مکرر و فراگیر خواهیم بود یا نه. هنوز آزمایش کرونا را روی افراد به‌شدت بیمار و پزشکان و پرستاران بیمارستان‌های کرونا انجام می‌دهند و هنوز تعداد تجهیزات آزمایشی بسیار محدود است. تعداد زیادی از بیمارستان‌ها و پزشکان می‌گویند کیت‌های آزمایشی کافی را دریافت نمی‌کنند و مدیرعامل Roche در پایان ماه مارس اعلام کرد «چندین هفته، اگر نگوییم چندین ماه، تا رسیدن به نقطه شروع آزمایش‌های گسترده در آمریکا فاصله‌داریم.»

 

فقط همین یک راهحل جواب می‌دهد

همین شکل بی‌کنشی است که رومر را خسته کرده است. او کمک ۲ تریلیون دلاری کنگره به اقتصاد را داروی مسکن توصیف می‌کند. «اگر شما فقط ۱۰۰ میلیارد دلار این مبلغ را برمی‌داشتید و روی آزمایش‌های گسترده کرونا سرمایه‌گذاری می‌کردید اوضاع ما خیلی بهتر می‌شد.»

یک روز بالاخره ما مجبور می‌شویم اقتصاد را بازگشایی کنیم. شاید بتوانیم تا زمان کم قدرت شدن کرونا صبر کنیم، یا شاهد اوضاع اقتصاد آن‌قدر غیرقابل‌تحمل شود که مردم و افراد مسئول چاره‌ای جز بازگشایی اقتصاد نداشته باشند. وقتی آن روز فرا رسد اگر تجهیزات آزمایش‌های گسترده را در اختیار نداشته باشیم ما افراد را با ریسک بسیار بالاسر کار می‌فرستیم: یا خودشان کرونا دارند یا آن را از دیگران می‌گیرند. رومر می‌گوید: «ما داریم به‌کل قضیه اشتباه نگاه می‌کنیم. اینکه سیاستمداران فکر می‌کنند یک روز می‌توانند بدون تجهیزات تست گسترده، اقتصاد را بازگشایی کنند و بعد ببینند آیا بیماری برمی‌گردد یا نه، مثل اعتقاد به سحر و جادو است.»

ممکن است روند بازگشایی اقتصاد روندی مرحله‌به‌مرحله و تدریجی باشد: آن‌هایی که بیمار نیستند یا به آن ایمن شده‌اند اول سر کار برگردند. اما بدون آزمایش ما نمی‌دانیم چطور باید این دوره انتقالی را مدیریت کنیم. در چنین شرایطی است که ما با همان انتخاب ترامپی روبروییم: یا اقتصاد را نجات دهیم یا ریسک مرگ میلیون‌ها نفر را به جان بخریم.


 عضو کانال اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران در تلگرام شوید

[صفحه چاپ]


ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر