چطور بپذیریم که نمی‌دانیم بعد از بحران چه خواهد شد

ایمان بیاوریم به آغاز فصل پیش‌بینی‌ناپذیری

تاريخ 1399/04/22 ساعت 13:15

ما در جوامعمان معتاد به پیش‌بینی هستیم و این مسئله در پیروزی یا شکست‌های سیاسی نیز تأثیر دارد. حتی بارها اتفاق افتاده که شهرداران به خاطر عدم پیش‌بینی مناسب نیازها، در انتخابات شکست‌خورده‌اند.

آینده نگر/ منبع: نیویورک‌تایمز/ مارک لیلا، استاد علوم انسانی در دانشگاه کلمبیا

توماس هابز معتقد بود که بهترین بشارت‌دهنده، بهترین حدس‌زننده است. اما اوضاع امروز جهان نشان می‌دهد که به آخر خط پیش‌بینی آینده رسیده‌ایم. این کار شدنی نیست.

اصولاً انسان‌ها وقتی‌که با خطر حی و حاضر روبه‌رو می‌شوند، می‌خواهند یک ندای مقتدر را بشوند و از آن اطمینان و آرامش بگیرند. مردم دوست دارند کسی برایشان بگوید که قرار است چه بشود؛ و البته می‌خواهند مطمئن باشند که آخر شاهنامه خوش است. ظاهراً ما ساخته نشده‌ایم برای اینکه در عدم قطعیت زندگی کنیم. اصلاً اگر به تاریخ بشر توجه کنیم می‌بینیم که با نوعی تاریخ بی‌صبری مواجهیم. ما از یک‌سو می‌خواهیم درباره آینده اطلاعات داشته باشیم و از سوی دیگر، گمان می‌کنیم در هرلحظه‌ای که اراده کنیم باید این اطلاعات فراهم باشد. در ادیان مختلف به این نکته اشاره‌شده که خداوند با صابران است، اما در عمل، افراد صبور اندک‌اند. بشر تلاش می‌کند اوضاع جهان را در کنترل خود بگیرد و برای برنامه‌ریزی درراه این نبرد، مصائب مختلفی را پشت سر می‌گذارد. اندوخته بشر در پیش‌بینی آینده به نقطه‌ای رسیده که در دنیای امروز از بیگ دیتا و مدل‌سازی آماری برای پیش‌بینی آینده استفاده می‌شود؛ اما میزان اطمینان آینده‌پژوهان به پیش‌بینی‌هایشان به‌شدت به متغیرهای مختلف و به روش‌های تحقیق به‌کاررفته وابسته شده است. آنچه از این تلاش‌ها در رسانه‌ها منتشر می‌شود، معمولاً بسیار تقلیل‌یافته و ساده‌تر است و تنها برای جلب نظر افکار عمومی مورداستفاده قرار می‌گیرد.

از زمان‌های دور، پیشگویان زیادی در دربارهای مختلف جهان جان خود را ازدست‌داده‌اند؛ چون پیش‌بینی‌هایشان پادشاهان باستان را راضی نکرده بود. امروز نیز آینده‌پژوهان و آینده‌نگران- به‌خصوص اگر بر سر قدرت باشند- کار دشواری پیش روی خود می‌بینند. به یک مثال ساده معاصر در این زمینه و مسئولیتی که پیش‌بینی آینده با خود به همراه می‌آورد توجه کنید. در حدود نیم‌قرن پیش، پیش‌بینی‌های هواشناسی به‌اندازه امروز دقیق نبود. تا وقتی‌که توفان و برف واقعاً سر نمی‌رسید، والدین متوجه نمی‌شدند که احتمال تعطیلی مدارس فرزندانشان وجود دارد. صبح همان روز، رادیو اعلام می‌کرد که به دلیل بوران، مدارس تعطیل‌اند. عدم قطعیت در آن دوران، کم‌هزینه و بی‌ضرر بود. اما امروزه شهرداران و مدیران مدارس به پیش‌بینی‌های سازمان‌های هواشناسی اعتقاد و اطمینان دارند. بنابراین یک یا دو روز قبل از وقوع توفان، اعلام می‌کنند که مدارس به همین دلیل تعطیل خواهد بود. والدین بر اساس همین پیش‌بینی، مجبور می‌شوند مرخصی بگیرند و در خانه بمانند. اگر توفان با شدت پیش‌بینی‌شده اتفاق نیفتد، والدین از اینکه روز کاری‌شان را ازدست‌داده‌اند شاکی می‌شوند. اما اگر توفان از پیش‌بینی هم شدیدتر باشد و شهر فلج و تعطیل شود، نارضایتی آنها حتی بیشتر هم خواهد شد. ما در جوامعمان معتاد به پیش‌بینی هستیم و این مسئله در پیروزی یا شکست‌های سیاسی نیز تأثیر دارد. حتی بارها اتفاق افتاده که شهرداران به خاطر عدم پیش‌بینی مناسب نیازهای شهری در زمان بحران، در انتخابات شکست‌خورده‌اند.

فرض کنید که کاندیدایی در جریان کمپین انتخاباتی‌اش این وعده‌ها را برای مردم مطرح کند: «بیش از ۲۵۰ هزار فرصت شغلی جدید ایجاد خواهم کرد و قیمت بنزین را کاهش خواهم داد»‌. دو سال بعد، ممکن است تیتر روزنامه‌ها در مورد او این باشد: «وعده‌های محقق نشده رئیس‌جمهور. کُند شدنِ رشد اقتصادی و رکود بازار، احتمال شکست انتخاباتی او را بالا برد»‌. این تیترها بر مبنای آنچه قبلاً پیش‌بینی می‌شد یا انتظارش می‌رفت، شکل‌گرفته‌اند.

حالا در باب آینده پساکرونا نیز اوضاع به همین منوال است. رسانه‌ها و مردم می‌خواهند بدانند مثلاً کرونا روی انتخابات آمریکا چه تاثیری دارد یا رشد اقتصادی جهانی را چطور تغییر می‌دهد و یا نظم جهان را چطور از نو شکل می‌دهد. پاسخ ساده است: هیچ‌کس جواب اینها را نمی‌داند. اصولاً آینده پساکرونایی وجود ندارد و اصلاً لازم نیست به این شکل به آن نگاه کنیم. آنچه ما باید بپرسیم این است که واقعاً می‌خواهیم در این آینده چه اتفاقی بیفتد و چطور می‌توانیم باعث تحقق آن بشویم؛ آن‌هم با در نظر گرفتن محدودیت‌های مختلفی که پیش رویمان قرار دارد.

پاندمی کرونا به ما نشان داد که چقدر اطلاعاتمان اندک است و چقدر هر موضوع جدیدی می‌تواند آینده‌مان را به‌کل تغییر بدهد و البته چقدر باید در خصوص آینده خودمان احساس مسئولیت کنیم. در چنین شرایطی، ما شاید راحت‌تر بتوانیم شدت عدم قطعیت جهان امروز را بپذیریم و از چشم‌دوختن به دهان مسئولان برای پیش‌بینی آینده دست‌برداریم. واقعیت این است که هر چه از آنها بشنویم و بعداً غلط از آب دربیاید، بیشتر باعث به‌هم‌ریختگی تصمیمات و زندگی ما خواهد شد. در مقابل، هرچه از اخبار بیشتر فاصله گرفته باشیم و به درست بودن آنها امید نبسته باشیم، از دام‌های بیشتری نجات خواهیم یافت.

 


 عضو کانال اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران در تلگرام شوید

[صفحه چاپ]


ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر