چگونه یاد بگیریم جهان را از جهانی‌سازی تهی کنیم

پرواز به سمت پیامدهای پاندمی

تاريخ 1399/07/02 ساعت 10:09

آمریکا در گذشته در خصوص تجدیدنظر در زنجیره‌های تأمین در برخی حوزه‌های استراتژیک مثل مواد معدنی مهم، تمرین‌هایی داشته و اطلاعات زیادی به دست آورده بود و وقتی ماجرای ویروس کرونا پیش آمد، برنامه‌هایی مشابه را در خصوص زنجیره تأمین مواد و تجهیزات پزشکی دنبال کرد

آینده نگر/ منبع: فارن پالسی

*جفری گرتز، پژوهشگر اقتصاد جهانی و توسعه در موسسه بروکینگز

یکی از اتفاقاتی که بعد از همه‌گیری ویروس کرونا در جهان افتاد این بود که سیاستمداران مختلفی در جهان شروع به صحبت درباره آسیب‌پذیری کشورهایشان در برابر زنجیره تأمین جهانی کردند و اکثرشان هم روی این موضوع تاکید داشتند که باید تولید کالاهای اساسی در داخل کشور انجام شود.

مثلاً در آمریکا دولت ترامپ اصرار دارد که برنامه‌هایش برای جدا کردن زنجیره تأمین کالاها از چین را اجرا کند و در این راستا یک صندوق ۲۵ میلیارد دلاری را برای تشویق شرکت‌های آمریکایی برای برگرداندن تولید به داخل آمریکا ایجاد کرده است. جو بایدن کاندیدای دموکرات‌ها در انتخابات آینده ریاست جمهوری آمریکا هم که نمی‌خواسته از این قافله عقب بماند اعلام کرده که این موضوع را در کنار موضوعات مهم دیگری مثل اصلاحات تجارت، مالیات و مهاجرت در دستور کار قرار داده است. در همین میان، فیل هوگان کمیسیونر تجارت اتحادیه اروپا استدلال کرده که اروپا نیاز دارد به اینکه زنجیره‌های تأمین خود را تنوع ببخشد تا «خودمختاری استراتژیک به دست بیاورد»؛ اما در عین حال این را هم روشن کرده که منظورش خودکفایی کامل اقتصادی نیست. شاید ژاپن کشوری بوده که تا اینجا سریع‌تر از بقیه عمل کرده و صندوق جدیدی را تأسیس کرده تا به شرکت‌های ژاپنی که تولید را از خاک چین به خاک ژاپن منتقل کنند، یارانه بدهد. تا اینجا ۸۷ شرکت هم این پیشنهاد دولت ژاپن را پذیرفته‌اند. حتی کره جنوبی هم برنامه دارد که روش مشابهی را پیاده کند.

بسیاری از تحلیل‌گران اما تردید دارند که چنین برنامه‌هایی برای جهانی‌زدایی واقعاً موفقیت‌آمیز از کار دربیایند. از نظر آنها، زنجیره‌های تأمین جهانی امروزی به شدت پیچیده هستند و نتیجه میلیون‌ها تصمیم غیرمرتبط به شمار می‌آیند که توسط افراد مختلف در سطح جهان گرفته می‌شود. هر تلاشی برای باز کردن این گره، دشوار و پرهزینه خواهد بود. البته شیوع کرونا باعث شد شرکت‌ها در خصوص بهره‌وری و مقاومت مناسبات خود با تامین‌کنندگان‌شان به تجدید نظر بپردازند، اما معنی‌اش این نیست که آنها به مداخله دولتی در این مسئله روی خوش نشان خواهند داد. حتی در موقعیت‌هایی که برخی دولت‌های جهان سعی کردند شرکت‌های بزرگ را از همکاری با چین منع کنند، اکثراً پاسخی سرد از سوی شرکت‌ها دریافت کردند.

واقعیت هم همین است که بازنگری در زنجیره‌های تأمین دشوار است و اگر قرار باشد منافع شرکت به خطر بیفتد، دلیلی برای اجرایی‌کردن آن وجود ندارد. اما دولت‌ها در این زمینه قدرتی بسیار بیشتر از آن دارند که به نظر می‌آید. درواقع شرکت‌ها خودشان در مورد زنجیره تأمین تصمیم خواهند گرفت؛ اما این تصمیم را در فضایی اتخاذ خواهند کرد که دولت‌ها برایشان به وجود آورده‌اند. بنابراین، شرکت‌ها عملاً بخشی از خودمختاری خود در این خصوص را از دست خواهند داد.

صحبت‌های برخی سیاستمداران در زمینه تجدید نظر در زنجیره‌های تأمین معمولاً به سمت پروتکشنیسم سنتی میل پیدا می‌کند که ریسک‌ها و آسیب‌پذیری‌هایی به نوع خودش را به ارمغان می‌آورد. دولت‌ها بر این اساس نباید تهدید ناشی از ایجاد اختلال در زنجیره‌های تأمین را دست کم بگیرند. این اختلال ممکن است حتی از مسئله رویارویی کشورهای وابسته به هم در اقتصاد جهانی نیز تأثیر بپذیرد.

اما آنچه که مسلم است این است که هیاهوی سیاسی به تنهایی نمی‌تواند باعث ایجاد تغییر در زنجیره‌های تأمین شود. دولت‌ها اگر بخواهند به نتایج واقعی برسند، به سیاستهای واضح و روشن در این زمینه نیاز دارند و اعلام نظرهای انفجاری به درد آنها نمی‌خورد. مثلاً اعلام اینکه کنترل‌های صادراتی جدیدی قرار است اعمال شود، فقط در صورتی کاربرد دارد که قبلاً تبعات و جایگزین‌های آن بررسی شده باشد. کمبود اطلاعات در مورد آسیب‌پذیری‌های احتمالی که از اختلال تعمدی در زنجیره‌های تأمین حاصل می‌شود، یکی از بزرگ‌ترین خطرات در این خصوص است. مثلاً آمریکا در گذشته در خصوص تجدید نظر در زنجیره‌های تأمین در برخی حوزه‌های استراتژیک مثل مواد معدنی مهم، تمرین‌هایی داشته و اطلاعات زیادی به دست آورده است. وقتی ماجرای ویروس کرونا پیش آمد، آمریکا برنامه‌هایی مشابه را در خصوص زنجیره تأمین مواد و تجهیزات پزشکی دنبال کرد. اما به هر حال خلأهای زیادی در این کار وجود دارد و مسئله هم به شدت سیاسی است چون از ابتدا، حوزه‌هایی مورد توجه قرار می‌گیرند که بیشتر با امنیت ملی در ارتباط هستند.

مسئله مهم دیگر هم عدم وجود آمادگی و پتانسیل کافی در زنجیره‌های تأمین جایگزین برای تحمل شوک‌هاست. در زنجیره‌های تأمین جهانی، پتانسیل برای پذیرش و تحمل شوک بیشتر است چون منابع بسیار متنوع‌تر هستند.

آنچه قطعی به نظر می‌رسد این است که در آینده، حتی با فرض آن که بومی‌شدن زنجیره‌های تأمین با موفقیت محقق شود، باز هم هر لحظه آسیب‌پذیری‌های جدیدی در پیش روی زنجیره‌های تأمین خواهد بود که ممکن است ریسک‌های پیش‌بینی‌نشده‌تری را برای کشورهایی مثل آمریکا به همراه بیاورد. این روند چاره‌ای ندارد جز آن که طولانی باشد و به آهستگی انجام بپذیرد؛ در غیر این صورت ممکن است خطرناک باشد.

 


 عضو کانال اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران در تلگرام شوید

[صفحه چاپ]


ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر