در چند دهه گذشته پیشرفت‌های چشم‌گیری در حوزه روش‌های شناسایی علّی رقم خورده است . آزمایش تصادفی، استاندارد طلایی در این زمینه است. درصورتی‌که بتوان متغیر مورد علاقه را به‌صورت تصادفی تعیین کرد، عملا اثر عوامل مخل خنثی می‌شود. جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۱۹ به بنرجی، دوفلو و کرمر  برای ترویج و توسعه این روش در حوزه اقتصاد توسعه اعطا شد. اما در خیلی از شرایط امکان اجرای آزمایش تصادفی وجود ندارد. برای مثال اینکه افزایش حداقل دستمزد بر اشتغال چه تاثیری دارد، سوال بسیار مهمی است؛ اما نمی‌توان حداقل دستمزد را به‌صورت تصادفی برای افرادی زیاد کرد و برای دیگران ثابت نگه ‌داشت. در این شرایط «روش‌های شناسایی علّی مشاهده‌ای » باید استفاده شوند. این روش‌ها از شرایط خاص محیطی یا طبیعی حداکثر بهره را می‌برند تا تغییرات «شبه‌تصادفی» در متغیرهای مورد علاقه پیدا کنند و تحلیل تجربی را بر آن اساس بنا کنند. جایزه نوبل امسال به افرادی داده شد که نقش جدی در کاربست و توسعه این روش‌ها داشته‌اند.

 

دیوید کارد به علت نقش جدی در پیشبرد حوزه اقتصاد نیروی کار، نیمی از جایزه نوبل را برده است. اثرات حداقل دستمزد روی بازار کار و بازده تحصیلی دو زیرحوزه اصلی ایشان است. یکی از مقالات مهم ایشان اثر حداقل دستمزد را بر اشتغال بررسی می‌کند. بازار کار تحت تاثیر عوامل بسیار زیادی ازجمله دوره‌های رونق و رکود، تحولات فناوری و نظام آموزش و مهارتی قرار دارد. بنابراین تفکیک اثر حداقل دستمزد از این عوامل دیگر بسیار دشوار است. کارد و کروگر (۱۹۹۴)   روش جذاب برای فائق آمدن بر این چالش ارائه می‌دهند. آنها دو ایالت مجاور پنسیلوانیا و نیوجرسی را در نظر می‌گیرند. در نیوجرسی حداقل دستمزد در آوریل ۱۹۹۲ افزایش داشته، اما در پنسیلوانیا خیر. از این رو اگر اثر تغییر سایر عوامل را در دو ایالت مشابه در نظر